تبليغاتX
اآیت الله منتظری SAMPAD 2 SAMPAD
Hamaseye Hozoor

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 22:12 توسط AlirezA |
نظرات من

 الیاس داغ دل ما رو تازه کردی . از اول تاسیس این وبلاگ خیلی سعی کردم که مطالب سیاسی ننویسم . اما حالا دیگه نمی تونم خودمو کنترل کنم .

به نظر من یکی از مهم ترین دلایلی که باعث ایجاد شکاف میان مردم و روحانیت شده این است که جایگاه روحانیت از همان ابتدای انقلاب اشتباه تعیین شده . ( البته خیلی امیدوار نیستم که به دلیل نوشتن این مطالب بعدا مورد مؤاخذه قرار نگیرم . ) به نظر من خیلی بهتر بود اگر کارو نقش روحانیت در جامعه ی ما فقط از نظر دینی بود و این قشر وارد سیاست نمی شدند . و مهمترین علتی هم که روحانیون در قبل از انقلاب خیلی محبوب بودند این است که جایگاه آنان فقط در حد دین بود و نه آن ها در مسائل سیاسی دخیل بودند و نه کسی آن ها را علت آشفتگی کشور از نظر سیاسی می دانست . به نظر شما خیلی بهتر نبود که جایگاه روحانیت در جامعه ما در حوزه ی مسائل دینی بود و جایگاه سیاسیون در سیاست .

یک مثال نظر منو خیلی بهتر بیان می کند . شما کشورهای اروپایی را در نظر بگیرید . جایگاه پاپ ، راهبه و سایر افراد دینی کاملا مشخص بوده و آن هم در حوزه ی مسائل دینی است . و آیا این مشکل ( علاقه نداشتن یا تنفر داشتن از افراد دینی ) وجود دارد ؟؟

به نظر من مهم ترین علتی که باعث شده سخنان روحانیون در جامعه ما تکرار مکررات به نظر بیاد این است که روحانیون در همه جا سخنرانی می کنند . آیا بهتر نیست در مورد موضوعات علمی افراد متخصص همان علم و یا در مسائل سیاسی افراد اهل سیاست و در بحث دین و مسائل از این قبیل روحانیون سخنرانی کنند ؟؟؟   

 

البته  این وضع و احوال که الان در کشور ما حکمفرما ست ، تعیین شده توسط مردم و یا انقلابیون در زمان انقلاب نبوده است و یک تاکتیک کاملا سیاسی و زیرکانه توسط کشورهایی است که شاید خیلی دشمن کشورمان به نظر نرسند حال آن که تاریخ کشور ما درگذشته و حال و مهمتر از همه درآینده در دستان آن هاست . ( البته گفته های اخیرو می تونم کاملا با مدارک و اسناد و برهان و دلیل و .... ثابت کنم .

 

امیدوارم دید مخاطبان آن قدر باز باشد که درک کنند هدف از این نوشته ها تخریب دسته یا گروه خاصی نیست بلکه تنها کمک به کشورمان و آینده خودمان است .

    

  

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:31 توسط Shahab |
چرا این همه فاصله

به نام خدا

شاید یکی از نقاط قوت وبلاگ ما همین متنوع بودن و بی ربط بودن مطالب  پست شده باشد به هر بعد از اینکه با وبلاگ حجه السلام زبردست آشنا شدم تصمیم گرفتم که به این موضوع یعنی شکافت بین روحانیت و مردم اجتماع بپردازم و نظرات خودم را در این رابطه مطرح کنم تا بلکه جوابی پیدا کنم  در ضمن نظرات زیر کاملا شخصی و حاصل تفکرات خودمه :

 

من به عنوان یک دانش آموز مشاهده می کنم که در بین دانش آموزان هیچگونه علاقه ای (بدون اغراق) به افراد روحانی وجود ندارد و همچنین قضیه به این جا ختم نمی شود و کم کم یک احساس نفرت هم در بین مردم نسبت به این قشر شکل می گیرد در حالی که در اول انقلاب روحانیت الگوی مردم بود

 sampad2sampad

 یکی از عواملی که باعث این موضوع شده است جدایی است مثلا من در روز 22 بهمن در مشهد بودم حدود 100 نفر از افراد سپاه یک حلقه انسانی در میان جمعیت ایجاد کرده بودند و جمعیت را به کنار میزدند تا عده ای از روحانیون به همراه فرزندانشان  در وسط این حلقه حرکت کنند من خودم شاهد این ماجرا بودم که هر کس که این صحنه را میدید معترض میشد و میگفت مگه اینا خونشان از ما رنگین تره

 

   اما قضیه به اینجا ختم نمیشه علت دیگری که می توان ذکر کرد این است که در قدیم کسانی که در حوزه تحصیل میکردند مطلع ترین و داناترین افراد جمع خودشان بوده اند در حالی که در حال حاضر اطلاعات این قشر بسیار قدیمی و تا جایی که من اطلاع دارم اکثر کتبی که مطالعه میکنند زیر خاکی است چرا در مدرسه ی ما در شب تاسوعا هنگامی که یکی از مبلغین که برای سخنرانی آمده بود می خواست مسائل دینی و فلسفه را با فیزیک پیوند بده تنها چیزی که نصیب بچه ها شد قهقهه ای بلند بود چون این فرد فرق بین نسبت 1 به 100و 1به  1000000 ( برای بیان نسبت حجم زمین به خورشید)را خیلی ناچیز فرض کرد و گفت که دقیق یادم نیست ولی در همین حدود بود اگر این کمبود اطلاعات نیست پس چیه فکر کنم همین عوامل در کنار هم باعث به وجود آمدن شکتف های بزرگ بشه اگه تا حالا نشده باشه 

 نظر شما چیه منتظرم 

تمام نظرات حجه السلام زبردست در ادامه مطلب قرار گرفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:25 توسط |
به مناسبت valentine

خواجه مجدود بن شمسي بن شمس ، متخلّص به « شمس نخند» از برجسته ترين شاعران چيزشر سراي معاصر است. مولانا جنيفر بن بلخي ( دختر عموي مولانا ممّد بلخي ) به عنوان برجسته ترين چوچك وي ذكر شده است. « يه يه يه يه» يكي از سروده هاي مشهور و شورانگيز شمس در وصف معشوقه ي خود پيمانه است. ( هرگونه ارتباط يا تشابه اسمي بين پيمانه و پيمان پيشاپيش تكذيب مي شود.)

گفتني است نسخه اي پاره پوره و جر واجر از اين شعر به دست ما رسيد كه برخي از ابيات ناخوانا و جرواجر بود، لهذا به جاي اين كلمات از نماد ---- استفاده شده است.

اي جوان سر تا پا تقصير *** خاك توي سرت برو بمير

اي ديوي كه تو گل موندي *** خاك توي سرت برو بمير

اي سبيل زده ي هندي *** فقط برو بمير و بكف

اي پول چه كردي با اين دوست (ك) *** اي رفيق زبان چه كردي با اين دوست

اي سياه من با توام *** آره با تو ، برو ----

اين كه مي بينيد عكس بانك ملّته ، 2200 تا ماشين جايزه مي ده.

 

اينم عكس مجدود بن شمس هست. يك روز قبل از 2008 february 14th .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:15 توسط AlirezA |
گلدباخ
انگاره گلدباخ
 انگاره‌ی گلدباخ (حدس گلدباخ) از جمله معروف‌ترین مسایل حل نشده‌ی ریاضیات می‌باشد.برای درک این مساله تنها کافیست با مفهوم اعداد اول آشنا باشید. این انگاره چنین است:

هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از 2 حاصل‌جمع دو عدد اول است.

صورت معادل آن چنین است:

هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از 5 حاصل‌جمع سه عدد اول است.

تاریخچه

گلدباخ (1690 – 1764) به خاطر این حدس که آن را در سال 1742 در نامه‌ای به اویلر مطرح کرد، نامش در تاریخ ریاضیات باقی مانده است. او ملاحظه کرد در هر موردی که امتحان می‌کند، هر عدد زوج را (به جز 2 و 5) می‌توان به صورت مجموع سه عدد اول نوشت.اویلر حدس گلدباخ را تعمیم داد به طوری‌که هر عدد زوج بزرگ‌تر از 2 را می‌توان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت. مثلاً

4=2+2 , 6=3+3 , 8=5+3 , 10=5+5 , 12=5+7 , 14=7+7 , 16=13+3 , 18=11+7 , 20=13+7 , … , 48 = 29 +19 , … , 100 = 97 + 3 , …

گلدباخ از اویلر پرسید که آیا می‌تواند این مطلب را برای همه عددهای زوج ثابت کند و یا اینکه مثال نقضی برای آن بیابد؟ شواهد تجربی در تایید اینکه هر عدد زوج به این صورت قابل نمایش است، کاملاً قانع‌کننده است و هر کسی می‌تواند با امتحان کردن چند عدد زوج، این موضوع را تحقیق کند. منشأ دشواری در این است که عددهای اول بر حسب ضرب تعریف می‌شوند در حالی که این مسأله با جمع سروکار دارد. به طور کلی، اثبات رابطه بین ویژگیهای ضربی و جمعی اعداد صحیح کار مشکلی است.

تلاش‌ها برای اثبات

  • در سال 1931 اشنیرلمان (1905-1938) که در آن موقع یک ریاضیدان روس جوان و گمنام بود موفقیت مهمی در این زمینه به دست آورد که برای همه متخصصان غیرمنتظره و شگفت‌آور بود. او ثابت کرد هر عدد صحیح مثبت را می‌توان به صورت مجموع حداکثر 300000 عدد اول نمایش داد. گر چه این نتیجه در مقایسه با هدف اصلی یعنی اثبات انگاره‌ی گلدباخ مضحک به نظر می‌رسد، ولی این نخستین گام در آن جهت بود. این اثبات مستقیم و سازنده است، اما هیچ روش خاصی برای تجزیه یک عدد صحیح دلخواه به اعداد اول ارائه نمی‌کند.
  • بعدا وینوگرادوف ریاضیدان روس با استفاده از روشهای هاردی ، لیتلوود و همکار هندی برجسته آنها رامانوجان در نظریه تحلیلی اعداد ، موفق شد تعداد عددهای اول مورد لزوم را از 300000 به 4 کاهش دهد. این نتیجه به تعداد مطلوب در انگاره گلدباخ بسیار نزدیکتر است ولی تفاوت عمده‌ای بین حکم اشنیرلمان و حکم وینوگرادوف وجود دارد که شاید مهمتر از اختلاف میان 300000 و 4 باشد. قضیه وینوگرادوف فقط به ازای همه اعداد صحیح «به اندازه کافی بزرگ» ثابت شده است؛ به بیان دقیقتر، او ثابت کرد عدد صحیح N ای وجود دارد به طوری که هر عدد صحیح n>N را می‌توان به شکل مجموع حداکثر 4 عدد اول نشان داد. اثبات وینوگرادوف راهی برای براورد کردن N به ما نشان نمی‌دهد، و بر خلاف اثبات اشنیرلمان، اساساً غیرمستقیم و غیرسازنده است. در حقیقت، چیزی که وینوگرادوف ثابت کرد این است که فرض نامتناهی بودن تعداد عددهای صحیحی که قابل تجزیه به حداکثر 4 عدد اول نیستند، به نتیجه نامعقولی می‌انجامد. در اینجا با نمونه خوبی از تفاوت عمیق میان دو نوع اثبات، مستقیم و غیرمستقیم، رو به روییم.
  • در سال 1956 باروتسکین با نشان دادن اینکه عدد exp(exp(16/038))=n در قضیه وینوگرادف کافیست گام دیگری در این راه نهاد.
  • در 1919 ویگوبرون رویکرد متفاوتی با عنوان روش غربال مطرح کرد که تعمیمی از غربال اراتستن است. او ثابت کرد هر عدد صحیح زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد ، مجموع دو عدد است که هر کدام از آنها حاصل‌ضرب حداکثر 9 عدد اول هستند.
  • در 1937 ریچی ثابت کرد هر عدد زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد مجموع دو عدد است که یکی حاصل‌ضرب حداکثر دو عدد اول و دیگری حاصل‌ضرب حداکثر 366 عدد اول است.
  • کُن با بهره‌گیری از ایده‌های ترکیبیاتی بوخشتاب ثابت کرد هر عدد زوج بقدر کافی بزرگ مجموع دو عدد است که هر یک حاصل‌ضرب حداکثر چهار عدد اول است.
  • در 1957 ، ونگ یوان با فرض درست بودن صورت تعمیم یافته فرضیه ریمان ثابت کرد هر عدد صحیح زوج بقدر کافی بزرگ ،‌مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر سه عدد اول است.
  • در 1948 آلفرد بدون استفاده از صورت تعمیم یافته فرضیه ریمان ثابت کرد که هر عدد زوج بقدر کافی بزرگ مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر c عدد اول است. ( c عددی ثابت و مجهول است).
  • در 1961 باربن نشان داد که c=9 برای این منظور کفایت می‌کند.
  • در 1962 ، پان چنگ دونگ این مقدار را به c=5 کاهش داد. مدت کوتاهی پس از آن باربن و پان ، مستقل از هم ،‌آن را به c=4 کاهش دادند.
  • در 1965 بوخشتاب این قضیه را به ازای c=3 کاهش داد.
  • در 1966 ، چن جینگ ران روش غربال را بهتر کرد و قضیه را به ازای c=2 ثابت کرد. یعنی
هر عدد صحیح زوجی که به قدر کافی بزرگ باشد ، مجموع یک عدد اول و حاصل‌ضرب حداکثر دو عدد اول است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:1 توسط
قلب

توضیحات در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:8 توسط Ram 2 Ram |
ادد تلایی
عدد طلائی

عدد طلائی عددیست ، تقریباَ مساوی 1.618 ، که خواص جالب بسیاری دارد ، و بعلت تکرار زیاد آن در هندسه ، توسط ریاضیدانان کهن مطالعه شده است . اشکال تعریف شده با نسبت طلائی ، از نظر زیبائی شناسی در فرهنگهای غربی دلپذیر شناخته شده، چون بازتابنده خاصیتی بین تقارن و عدم تقارن است.

دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام "نسبت طلایی" یا Golden Ratio. این نسبت هنوز هم بارها در هنر و طراحی استفاده می شود . نسبت طلائی به نامهای برش طلائی ، عدد طلائی ، نسبت الهی نیز شناخته می شود و معمولاَ با حرف یونانی ، مشخص می شود.


 

تعریف

img/daneshnameh_up/f/fc/golden1-0.gif
نحوه محاسبه نسبت عدد طلائی


پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا
1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.

کاربردها

img/daneshnameh_up/d/d2/goldenh.gif
برش اهرام و نسبت طلائی


شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ برای طراحی محصولات خود امروز از این نسبت طلایی استفاده می کنند. چرا که بنظر میرسد ذهن انسان با این نسبت انس دارد و راحت تر آنرا می پذیرد. این نسبت نه تنها توسط معماران و مهندسان برای طراحی استفاده می شود. بلکه در طبیعت نیز کاربردهای بسیاری دارد.
برش اهرام و نسبت طلایی اهرام مصر یکی از قدیمی ترین ساخته های بشری است که در آن هندسه و ریاضیات بکار رفته شده است. مجموعه اهرام Giza در مصر که قدمت آنها به بیش از 2500 سال پیش از میلاد می رسد یکی از شاهکارهای بشری است که در آن نسبت طلایی بکار رفته است. به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام Giza خیلی ساده کشیده شده است.

مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند)

طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 19:40 توسط |
نظریه آشوب (=شیر تو شیر)

 

 بادقت نگاه کن ببین در شکل زیر نظمی می بینی؟

 

                                جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 21:10 توسط |
آخر و عاقبت درس خواندن
(اوگوست پیکار، هنریوت، پائول ارنفست، هرزن، تئوفیل دو دونده، اروین شرودینگر، ورشفلد، ولفگانگ پاولی، ورنر هایزنبرگ
فولر، لئون بریوین
پیتر دی‌بای، مارتین نادسن، ویلیام لورنس براگ، هنریک آنتونی کرامرس، پائول دیراک، آرتور کمپتون، لویی دوبروی، ماکس بورن، نیلز بور
ایروینگ لانگمویر، ماکس پلانک، ماری کوری، هندریک لورنتس، آلبرت اینشتین، لانژوَن، گوی، سی‌تی‌آر ویلسون، اون ویلانس ریچاردسون

شرکت‌کنندگان در پنجمین کنفرانس سُلوی ۱۹۲۷. موسسهٔ بین‌المللی فیزیک سُلوی.)
کنفرانس سلوی یک کنفرانس علمی ای که در مورد شیمی و فیزیک برگزار میشود در حال حاضر اعتبار سابق را ندارد اما قبلا وضع طور دیگری بود کنفرانس پنجم که عکسشو بالا گذاشتم معروفترین کنفرانس برگزار شده تا حالا ست شخصیت های بسیار معروفی در آن حضور داشتند از بیست و نه نفر حاضر در عکس ۱۷ نفر قبل یا بعد از این کنفرانس جایزه نوبل فیزیک را دریافت کردند
توضیحات بیشتر
وبگاه رسمی کنفرانس 
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 20:8 توسط |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !