تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات SAMPAD 2 SAMPAD
جشنی به سبک عرب ها.

 

بنا به درخواست جمعی هر چند قلیل از بازدیدکنندگان عکس ها از صفحه اول وبلاگ به ادامه مطلب   

منتقل شدند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:26 توسط |
"خنک"
 

1-      يارو بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت.

2-      يه بار يه ماره روسری سرش می کنه ميگه من کبرام ...

3-      يه روز حضرت آدم در خونشونو ميزنه حوا ميگه کيه؟ آدم ميگه بی مزه مگه غيره من کسه ديگه ای هم هست؟ (خيلی يخ بود آره)

4-      از يه يارو پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسي چيه ؟"گفت: " ميدان "!!!!!

5-      يارو تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!

6-      يارو خورد به جدول، حلش كرد.

7-      يك روز يه يارو از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!

8-      مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد و بيخبر بود
   از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد.
   جوووون ، جيگرتو بخورم عجب رون و سينه اي  .
   پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد  و او را سخت در
   آغوشش گرفت تا ببرد در جاي خلوتي و به کام دل برسد.
   و فردا پسرک همسايه، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت

9-      دستام خسته شدند. پاهام طاول زدند. از کمر افتادم. اصلا جون ندارم. دارم ميميرم تو رو خدا
      يکي از اندي بپرسه خوشگلا تا کي بايد برقصند ! 

10-   جاسم يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟
     دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟
     جاسم ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده !!! 

 

 

 

يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد !  اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
      رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد (
Q33YN )  حالا
      فونت اونو تغيير بديد به  "  "
Wingdings حالا چي ميبينيد ؟

 

.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:4 توسط |
iran caricature
دیشب به ساندویچی night رفته بودیم مثل همیشه بحث سیاسی شد من به بقیه گفتم که میدونین کشور های دیگر چه کاریکاتور هایی از ما ایرانی ها در روزنامه های معتبر خود چاپ میکنند جواب همه منفی بود بنابر این من چند تا از صدها کاریکاتوری که برای ما درست کرده اند را برایتان در ادامه ی مطلب میگذارم.(منبع این کاریکاتور ها یکی از سایت های خبر گزاری خارجی است که از شهرت بسیار بالایی برخوردار است و در هر روز بیش از صدهزار بازدید کننده دارد.)

 

 

برای دیدن ادامه ی مطلب اینجا کلیک کنید

برای دیدن ادامه ی مطلب اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 13:55 توسط R.37 |
مشروع يا نامشروع؟؟؟
به به

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:40 توسط |
Ring My Bells

Ring my bells, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Sometimes you love it
Sometimes you don’t
Sometimes you need it then you don’t then you let go

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesn’t matter baby we can take it real slow

Cause the way that we touch it's something that we can’t deny
And the way that you move oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

You try to hide it
I know you do
When all you realy want is me to come and get you

You move in closer
I feel you breathe
It’s like the world just disappears when you're around me oh

Cause the way that we touch it's something that we can’t deny oh yeah
And the way that you move oh you make me feel alive
So come on

And ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want,I say you need
I can tell by your face you love the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do what it takes and I would never do you wrong

Cause the way that we love is something that we can’t fight oh no
I just can’t get enough oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want, I say you need
I Say you want, I say you need
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Ring My Bells

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:7 توسط Cyrus |
آمده ام

انگاه كه راه خويش را يافتم و به راه خود ادامه دادم مردم بر من وقعي ننهادند كه در حقيقت پاهايم به رعشه افتاد.

همچنين ملامتم كردند كه تو راه را از ياد برده بودي چنين است كه طريق ره پيمايي نيز از خاطرت محو گشته؟؟؟؟؟

از این به بعد مطالب جدیدی خواهید دید

منتظر باشید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 12:8 توسط |
ما و شب هاي تابستان 1: تحوّل در نظام آموزشي

مقدمه ي 1:

 سرما با خواب رابطه ي مستقيم داره، اين روز ها و شب ها اصلاً نمي شه خوابيد؛ شب ها كه هوا هواي خواب نيست، تا خوابتم مي بره كه به قول خودم:

آفتاب چون كه بر تارك رسد هنگام صبح       ترك خواب بايد ز بام ،هنگام صبح

امّا...

امّا زمستون!

من موندم كدوم كلّه خري گفته ملّت بايد ساعت 7 تا 2 برن مدرسه؟ خب مگه 10 تا 5 عصر چه شه؟؟؟!!

چرا انسان امروزه با سرشت خود در ستيزه قرار گرفته در حالي كه برايش مقدّر گرديده چوون اسلاف خويش در زمستان آن چنان بتمرگد تا مهر بر گردون طنين انداز شود(حس آميزي) و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد!

ترجمه: هوا سرده، پس پتو مي خوايم، پس مي خوايم بخوابيم.

         هوا گرمه، پس پتو نمي خوايم، پس نمي خوايم بخوابيم.

مقدمه ي 2: «كوزت خوشبخت»

ساعت 5:30 ساعت زنگ مي زنه، پتو رو كنار مي دي، سرما تا مغز استخونت رو فلج ميكنه، 8_7 كيلو لباس مي پوشي، هوا ابره، سرما مغز استخونت رو داره مي جوه كه پات اوّل مي ره رو يخ، بعدشم ميره هوا ،امّا تو به آدم هاي روبروت هيچ منظور بدي نداشتي! بخاري اتوبوس روشنه امّا زورش به سرما كه داره مغز استخونت رو نشخوار مي كنه نمي رسه، ميرسي مدرسه.

همه ي اين ها كاملاً افسرده كننده ست.

ساعت يكه، پرده ها جويده شدن، كاربرد پنكه سقفي فقط براي فحش دادنه چون كه سرمايي نداره، گرما و آفتاب حوصله ي همه از معلّم و دانش آموز رو سر مي بره، و تو مجبوري سر كلاس بشيني.

همه ي اين ها كاملاً افسرده كننده ست.

نتيجه:

مدرسه حال ميده تو يه شب تابستوني؛

10 pmچه كم از 7.15 Am دارد ؟

مدرسه حال ميده تو يه ظهر زمستون.

مدرسه حال ميده تو يه صبح پاييز.

مدرسه حال ميده تو يه عصر بهاري.

 

به نظر من كه اسفند، فروردين، ارديبهشت براي 3 ماه تعطيلي بهترين وقته! شما چي مي گين؟؟


چكيده: كلّاً يه خورده خشت زديم تا خوابمون ببره!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 3:7 توسط AlirezA |
غنی سازی اوقات فراغت

با سلام

در راستاي پست اتحاد و همبستگي و در سال تحمل ملي و فشار اسلامي( به خاطر افزايش نرخ تورم) بر آن شديم تا با برنامه ريزي صحيح اوقات فراغت بچه هاي شهيد بهشتي و فرزانگان و سما و تمام بچه هاي نت و ... را غني كنيم. بنابراين از عزيزاني كه خواستار تبادل علمي و يا فعاليت هاي فرهنگي و تفريحي هستند و به دنبال فردي از فرزانگان و ... مي گردند خواهشمنديم  براي جلب توجه ديگران وبلاگ ها را به حرف هاي زشت و ناپسند آغشته نكنند بلكه با اجازه ي پدر و مادر هر يك از طرفين مي توانند فعاليت هاي سازنده ي خود را آغاز نمايند بدين جهت افراد مايل مي توانند شماره ي يكي از اولياي خود را نوشته و فرد مورد نظر را با مشخصات كامل معرفي كنند تا اولياي طرفين به گفت و گو در اين رابطه بپردازند و در صورت موافقت باعث انجام اين فعاليت هاي سازنده و منتظر ثمرات پر بار آن باشند.  همچنين كساني كه مايل نيستند اوليايشان از اين امر با خبر شوند مي توانند تنها پست الكترونيكي خود را در قسمت نظر هاي اين پست درج نمايند.

 

 با تشكر

 ستاد غني سازي اوقات فراغت سمپاد 2 سمپاد

 تحت حمايت رييس جمهوري اسبق آيت ا.. خاتمي

 

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:44 توسط | NaSHenAs | |
تسلیت

فوت غیر منتظره برادر آقای ملایجردی دبیر محترم زبان خارجه مرکز را از طرف بچه های کلاس دوم B به ایشان تسلیت عرض کرده و از خداوند برای ایشان طلب صبر می کنیم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

حقیقت بی ربط ۱ : گنبد سبز رو خراب کردن

حقیقت بی ربط ۲ : بوستان لاله شبها ساعت ۲۰:۴۵ خیلی شلوغ می شه

حقیقت بی ربط ۳ : مهره رخ شطرنج من گم شده

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 7:34 توسط |
بدون شرح !!!

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 16:27 توسط | NaSHenAs | |
یک اثر هنری از فیلیپ ج. شینز و آد اولیوا

 

اگر شما از جایی که در مقابل کامپیوتر نشسته اید به تصاویر بالا نگاه کنین سمت راست تصویر خانم «آرام» و سمت چپ آقای «عصبانی» را مشاهده میکنین .

از رو صندلی مبارکتون بلند بشین و ۸ قدم به عقب برین . دوباره به تصویر نگاه کنین .اگه دقت کنید میبینین که جای عکس ها عوض شدن !!!!!!!!!!

این تصاویر جالب توسط دوست خوبم فیلیپ ج. شینز و آد اولیوا از دانشگاه «گلاسگو» ایجاد شده .

آن ها نشان می دهند که همیشه آن چه را که میبینیم واقعا همان هایی نیستند که وجود دارند .

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 15:48 توسط Ram 2 Ram |
علل قبول نشدن در کنکور
حتما خیلی از شما کنکورو تجربه کردین یا شایدم تا چند مدت دیگه تجربش کنین . بعضیا تو کنکور قبول میشن ولی خیلیا قبول نمیشن . ما میخوایم امروز براتون با دلیل و مدرک ثابت کنیم که اگه آدم یه آدم نرمال و طبیعی باشه نباید تو کنکور قبول شه . چرا ؟ ...
 

دلایل:

اگر داوطلبي که از همه لحاظ نرمال هست در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1) در طول سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!


نتيجه ي اخلاقي:
پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 15:8 توسط Ram 2 Ram |
بدون شرح!!!!

اون وقت میگن ما چرا تو دانشگاه قبول نمی شیم. خوب از خواب پاشو به سوالات جواب بده

یا اینکه اون قدر سوالات ساده بوده که وقت اضافی آورده گرفته خوابیده!!!

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 12:8 توسط |
همه بخونن

سلام .اول می خواستم نظر بدم ولی خیلی طولانی شد مجبور شدم پست کنم . امیدوارم این پستو جز پست های مسخره محسوب نکنید  .

اول از همه با این نظر khodam موافقم که

پستا مسخره شدن . البته به نظر من نسبت به قبل خیلی بدتر نشدیم . قبلا هم همینطور بود هم پست خوب داشتیم و هم پست چرت .

ولی با این نظرات نه

1- بعد از هر پستی تا دو روز پست نذاریم . این یکی اصلا خوب نیست . چون یکی از مشخصه های وبلاگ ما به روز بودنشه . خب حالا اگه یه پستی خوب بود اشکالی نداره که با پست قبلی سه ساعت اختلاف داشته باشه . (البته اگه خوب بود .)

2- نظرات وبلاگ : در این مورد من کاملا مخالفم . وقتی شما در وبلاگی مثلا 70 یا 80 نظر می بینید این اصلا به معنای خوب بودن یک پست نیست . بلکه این به معنای بازدید زیاد وبلاگ نویسان آن وبلاگ از وبلاگ های دیگست . این طوری که مثلا نویسنده صبح تا شب پای اینترنت به این وبلاگ و اون وبلاگ سر می زنه و نظر می ده که " من آپ کردم حتما یه سر بزن . نظر یادت نره "خب به نظر من این نظرات نباشه خیلی بهتره . من مطمئنم در این موارد حتی کسی که نظر می ده حتی یه بار هم پستو نخونده . از طرفی تعداد زیاد نظرات در یعضی وبلاگ ها به دلیل اتفاقات خارج از وبلاگ است . ( امیدوارم منظورم رو بفهمید .) در حالی که در وبلاگ ما هیچ وقت از این خبرا نبوده .

قبل از این هم من سعی کردم پست هایی که زیاد جالب نیستن حذف کنم یا حداقل ویرایش کنم ( مثل پست بیل گیتس ) . از حالا به بعد همه مطمئن باشن که با جدیت بیش تری به این موضوع پرداخته می شه .

 با تشکر از همه کسایی که به فکر بهتر شدن وبلاگ هستند و منتظر نظرات شما .

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 12:13 توسط Shahab |
فقط بچه های وبلاگ بخونن(sampad2sampad) یعنی برای دیگران فحش در نظر گرفته شده

لطفا بچه های وبلاگ بخونن بعد پست بزارن
اول از همه اگه موضوع رو نخوندین بخونین(نتیجه: دیگران فضولی نکنن)
خب بچه های عزیز وبلاگ چند روزی شده که هممون شدیم بیکار ، بیعار و... میدونم که هممون دوست داریم مثل عقده ای ها بشینیم و پست بزاریم تو وبلاگ اما از شروع تابستون همین عامل علاقه به پست گذاشتن باعث شده که مطالب وبلاگ هرزه بشه از چند تا از بچه ها (محمود خان، سیاه،شیخ حسن و...) درخواست دارم اول در مورد پستی که میخوان بزارن کمی فکر کنن ، یه نگاه بندازن ببینن عکسی رو میخواهن آپلود کنن ارزششو داره (مطالب شیخ حسن، همه عکسا فاسد شده بودن / همه ملت دیده بودن) یا اینکه مطالبو از جایی اسکی نکنن ،زور بزنن سایتای خبری رو سرچ کنن یکی دو مطلب پیدا کنن اگه همتون یادتون باشه روز اولی که وبلاگو زده بودیم (اون زمان من نویسنده نبودم)همین بلا داشت رو سر وبلاگ میومد که باید از شهاب و قیصر ممنون بود که یکمی سر و وضع وبلاگ رو درست کردن لطفا یه نگاه به آرشیو این ماه های آخر(به غیر از تیر) بندازین میفهمین که ملت بیشتر میومدن و نظر میدادن اما حالا... واقعا مطالب چرت شده وبلاگهای دیگه که بعضیاشون از وبلاگ ما زپرت تر بود میبینین که بیشتر نظر دارن فکر کنم اگه یه پست بزارن که خالی هم باشه 5 تا فرد بیکار بازم میرن نظر بدن اما توی وبلاگ ما بچه های پر تلاش ما میرن با زحمت فراوان عکس های خبری یا طنز که تو کامپیوترشون سیو (save) شده یا مطالب رو بازم میگم با مشقت و زحمت اسکی میکنن ولی در حسرت حتی یک نظر خودمون میدونیم چند وقته هممون داریم به قول شهاب از قول نظامی خشت میزنیم
آخه چرا اگه ... گشادیمون میشه چار کلمه بتایپیم بریم اسکی کنیم اگه حرفی نداریم بزنیم (بنویسیم) چرا عکس آپلود کنیم و بزاریم تا ملت از وبلاگ ما فراری بشن
از چند تا بچه ها هم ممنونم مثل 007 ، شهاب و ... که اگه پستی میزارن حداقل چند کلامی توش هست

یه خاهش دارم اگه یکی از ما پستی گذاشته حداقل تا دو روز پست دیگه ای نزاریم در نتیجه اگه حرفی داریم برای گفتن برای چند روزی بعدش کاملتر میشه هم اینکه باعث میشه روی یک پست نظر بیشتری جمع بشه و همه مشتاق برای دیدن پست های جدید
از همـــتون متشــکرم

---------------------------------------------------------------------

راستی نظر خواهی رو غیر فعال کردم چون دیدم یکی از بچه هایی که اسم کوچیکش ذکر شده بود به خاطر سن کمترش بی جنبه بازی درآورده بود و نظرهای... داده بود و فک کنم هنوز در اون حد نیست که بفهمه داره چی مینویسه

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:22 توسط |
COME ON or....

سلام . بعد از تفکر فراوان درباره ی اسم مسخره ی come on و از اونجا که این اسم با القاب بعضی از بچه های کلاس ( منظور دقیقا محمدرضا است ) اشتباه می شد گفتم اسم این کودک مشکی کلاس رو تغییر بدم که گزینه های زیر مطرح شد :

1- ابن طفیل : این اسم که معرف حضور همه ست با مخالفت خود مشکی مواجه شد . چون یکی از بارز ترین ویژگی هاشو معرفی می کنه .

2- خرزره باد : بعد از این که این اسم مطرح شد ، مشکی (به قول جمال زاده) مبلغی سرخ و سیاه شد و آخر هم معلوم شد که آقا می فرمایند من از این اسم های مسخره خوشم نمی آد . البته این اسم علاوه بر این که خریت مشکی رو نمایان می کرد ، رزباد یکی از طرفداران پرو پاقرص پست های مشکی رو هم در ذهن تداعی می کرد .

3- مصوت : با توجه به این که مشکی کلا بچه ی صداداریه این اسم خیلی بهش می یاد . از طرفی یه زوج اینترنتی خوب برای " صامت " پیدا می شه .

 

از این به بعد می تونین صداش کنین : مصوت come on  سابق

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:57 توسط Shahab |
میم مثل مادر
مادر سر چشمه گیتی...
غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار بر بال پرنده محبت دید.
آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟
مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...
مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...

 

مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه اي هستم در دستان گرم تو

كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .
در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم

چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .
و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و

اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.
پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است

و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است.

و تو را اي ُدرج بينواي مرواريد خِرد
چگونه بايد در اين بُرهه از زمان نمايان ساخت

كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است

روزت را همواره ارج مي نهيم

و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:2 توسط Ram 2 Ram |
جمع شاعران
سلام من در این پستم می خوام به اون کسایی که ادعای شعر گفتن دارن(آقا رضا) و بقیه که از اونا تعریف می کنند(رزباد ودوستان) رو به تصویر بکشم

 

لطفا در کمیک استریپ دقت کنید

 

در این کمیک میشه گفت رضا مثل شاعران است و تشویق کنندگان رزباد و دوستانش که به هر اراجیف به به می گویند

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 17:28 توسط سیاوش |
رئال قيد "رونالدو" را زد

در حالي كه انتقال "كريستين رونالدو" به جمع سفيدپوشان رئال مادريد غيرممكن به نظر مي رسد، "رومن كالدرون" رئيس باشگاه رئال مادريد هم موضع خود را نسبت به خريد رونالدو به طور كامل تغيير داد.

درحالي كه روز دوشنبه سران رئال به كالدرون هشدار دادند در صورتي كه بخواهد رونالدو را به سانتياگو برنابئو بياورد بايد شش تن از بازيكنان خود را بفروشد، كالدرون گفت: هيچ راهي براي خريد رونالدو وجود ندارد و منچستر يونايتد هم راضي به فروش او نيست.

كالدرون ادامه دا د: بايد اين هم اضافه كنم كه تحت هيچ شرايطي باشگاه رئال مادريد براي هيچ بازيكني صد ميليون يورو پرداخت نمي كند. ما از داشتن بازيكنان فعلي خود بسيار خوشحال هستيم، البته بايد بگويم اگر رونالدو به مادريد بپيوندد خوشحال خواهيم شد اما به خواسته هاي منچستر يونايتد هم احترام مي گذاريم.

چندي پيش كالدرون اعلام كرده بود كه براي بردن رونالدو به مادريد دست به هر كاري خواهد زد.

لیست خرید یونایتد :

گزینه های مد نظر جهت خرید:

Player NameCurrent ClubPositionFee
Rafael van der Vaart Hamburger SV Midfielder £15million

 


Roque Santa Cruz Blackburn Striker £15m

 


Daniel Sturridge Man City Striker Undisclosed

 


Aaron Ramsey Cardiff City Midfielder £7million

 


Klaas Jan Huntelaar Ajax Striker £20m

 


Karim Benzema Olympique Marseille Striker £25m-£35m

 


گزینه ها مد نظر جهت فروش

Player  NameLinked WithPositionFee
Louis Saha Bolton 
Striker £8m

 


Fraizer Campbell Hull City Striker £5m

 




+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 9:11 توسط R.37 |
بازگشت The great Cyrus

CYRUS

من دوباره آمدم تا افشا گری کنم PERSIA

 

 

قول می دم در اولین فرصت عکس ها مطالب روزنامه " تهران امروز " را براتون بذارم {البته باید خیلی بگردم چون هرچی که در این رابطه بوده رو برادران بسیجی اطلاعاتی (...) از بین بردن

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:58 توسط Cyrus |
چی دلی داره این بابا!!!

سخنان احمدی نژاد در این لحظه:

محافظ!        محافظ !            این عرب رو از من دور کن!             من از اون میترسم ! 

اون به من نظر داره!          من هنوز می خوام دوباره رئیس جمهور بشم. 

این دیگه بالا دست تمام عرب هاست!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:34 توسط |
منcome on از تمام کسانی که بهشون توهین شده معذرت خواهی می کنم ( به خاطر گل روی شهاب)

از این به بعد به افراد خاصی توهین نمی کنم.

ولی حالا می رسیم سر مطلب اصلی که می خوام قسمتی از تجربیاتمو در اختیار شما بگذارم:

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 11:47 توسط سیاوش |
توهم؟

                                       

                                                                                باور کنید تورم توهم است

 

 

 نقشه تورم جهانی

سوال کنکو:ر وزیر اقتصاد هفته پیش گفته تورم تنها یک توهم است پس وقتی ما یک کیک ساده رو می خریم 150 تومان در واقع 50 تومنش توهم بوده است پس 50 تومان باقی اش:

 

1)جیبمون سوراخ بوده و افتاده روی زمین

 

2)دلیل این موضوع خوردن قرصهای روان گردان بوده است

 

3)این 50 تومان به کشورهای کومور فلسطین و عراق کمک شده است

 

4)صرف تامین غذای دیگر کشورها شده است(راهکار رییس جمهور در اجلاس فایو) 

 

۵( طبق قانون پایستگی از جیبی به جیب دیگر ریخته شده است

 

كار سختي است. اما خب شروع مي‌كنم؛ وزير اقتصاد هفته گذشته به خبرنگاران گفته كه چي؟ «كه كشورهاي همسايه ايران با تورم 70 درصدي دست و پنجه نرم مي‌كنند.» حالا در ايران خانه‌پرش ما 20 درصد تورم داشته باشيم، كه آن هم دروغ 13 ما مطبوعات است. وزير بازرگاني هم ديروز بود يا پنجشنبه، گفت: «نرخ تورم بين 10 تا 49 درصد طبيعي است.» يعني الان كه همه‌اش20 درصد تورم داريم، دولت 29 درصد تورم از ملت طلبكار است يا به عبارت بهتر ما 29 درصد گراني به دولت بدهكاريم كه ان‌شاءالله هرچه زودتر اين بدهي خود را با دولت صاف كنيم.

مثلا ببینید تروخدا... تو نقشهء قشنگ دنیا که اوضاع تورم رو نشون میده، از دسته بندیهاش معلومه که بابا ما اوضاعمون خیلی خوبه! بدترین حالت تورم بالای 10 درصد نشون داده شده، که ما هم با یکم بیشتر از 20 درصد (واقع بینانه اش حدود 25 درصد) تو این دسته قرار گرفتیم. البته شایان ذکر که این نقشه یه رنگ و گروه کم داره که اونم رنگ قرمز قشنگ برای کشورهاییه که بالای 20 درصد تورم دارن. اون وقت ما و دو سه تا کشور گوگوری مگوری (مثل زیمبابوه که سمبل تورم هست) تو اون دسته قرار می گرفتیم و اینقدر بهمون اجهاف نمی شد، آخه بابا ما هم می خوایم رکورد بزنیم.... مگه ما چیمون کمه؟!

 

گذشته از اينها آن‌طور كه خبرگزاري فارس نوشته (روزنامه دولت هم خيلي خوشش آمده، تيترش را چهارشنبه‌اي آورده بود صفحه اول)، صندوق بين‌المللي پول گفته: «تورم در 68 كشور جهان 2 تا 100 برابر افزايش داشتهبر اساس اين گزارش، نيجر و زيمبابوه از جمله كشورهاي ركورددار در خصوص افزايش نرخ تورم هستند به‌طوري كه نرخ تورم در نيجر كه در سال گذشته ميلادي نيم درصد بوده، در سال جاري ميلادي حدود 5 درصد برآورد شده است كه حدود صد برابر افزايش را نشان مي‌دهد. نرخ تورم در زيمبابوه نيز از 237 درصد در سال 2005 ميلادي [ما فقط 20 درصد تورم داريم، جهت اطلاع!] به بيش از هزار درصد در سال 2006 و بيش از 10 هزار درصد در سال 2007 ميلادي رسيده است.

اين گزارش مي‌افزايد ژاپن كه هميشه به عنوان كشور داراي نرخ تورم منفي يا صفر شناخته شده بود، از گراني‌هاي اخير در امان نماند و تورم حدود 7 درصد [كه اي بسا اين هم دروغ 13 مطبوعات ژاپن باشد] را به خود ديد. نرخ تورم در ايران نيز از 11 درصد در سال 2006 و 17 درصد در سال گذشته، حدود20 درصد در سال جاري ميلادي ارزيابي شد، كه البته اگر دانش‌جعفري زودتر از كابينه خارج مي‌شد و مجلس هفتم و مجمع تشخيص و رياست‌مداران و يك عده بازاري اجازه مي‌دادند ما الان با نرخ تورم منفي روبه‌رو بوديم. يعني يك طوري شده كه ما دچار «توهم تورم» شده‌ايم. خيال مي‌كنيم گراني هست. فكر مي‌كنيم با مشكلات معيشتي روبه‌رو هستيم.

خواب‌نما شده‌ايم كه خيال كرده‌ايم خريد مسكن، ممكن نيست و از اين‌جور خواب‌ها كه ما معمولاً در جهت تضعيف دولت، زياد مي‌بينيم. اصلاً چرا راه دور برويم. همين وزرای  دولت، من مطمئن هستم اگر در بين مردم دنيا از همين زيمبابوه بگير تا ونزوئلا، حالا نه بگو آمريكا نظرسنجي كنند كه كدام وزرا  دولت‌ها را بيشتر دوست داريد من مطمئن هستم وزرای ما اول می شوند. يعني ما خوشي زده زير دل‌مان. الان در افغانستان جنگ است. ترياك هم هست. زهرماري هم تا دلت بخواهد. عراق هم كه خودتان بهتر مي‌دانيد.

آيا وضع ما از عراق بدتر است؟ آيا گراني در ايران بيشتر است يا زيمبابوه؟ الان در اتيوپي دارند همديگر را مي‌خورند، آيا در ايران هم چنين است. شما خيلي هم فوقش گرسنه باشيد، يك تك‌پا برويد خانه ...........، مشكل حل مي‌شود. يا در خود آمريكا، فساد دارد بيداد مي‌كند. حالا يعني ما از آمريكا اوضاع‌مان بدتر است؟ من مطلب‌م تمام شده ولی ای مردم اینقدر توهم نزنید تورمی وجود نداره تازه ما می خواهیم مشکلات بقیه کشورها را هم حل کنیم شنیدین می گن می خوان صندوق های صدقات رو الکترونیکی کنن گویا این اخرین مشکله ..........

 

     

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:31 توسط مخالف |
ديدار
چند روز پیش اتفاق عجیبی برایم افتاد. وقتی دیدمش احساس کردم که

یک عمر به اون نیاز داشتم. اون لحظه برام وصف نا پذیره پس

برای وصف اون لحظه یک نقاشی میزارم ....

اگه دقت کنید این دختر خیلی پایه هست(مثل بعضی ها که ۶۶ دارن) ولی چه کنیم که ارزششون از توالت کمتره

                 اين پسر عاشق و خوش ذوق كسي نبود جز

                                        come On

   

       

                                   

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:46 توسط سیاوش |
امان از دست انجمن اسلامی

                             امان از دست انجمن اسلامی                                           

                 (به استثنای انجمن اسلامی مدرسه به مدیریت حاج قیصر)  

حقایق دانشگاه زنجان (به نقل از شاهد عینی):

از دانشگاه ما خبرهای تاسف باری به گوش می رسد. رسوایی اخلاقی معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه زنجان (دکتر حسن .......) فاش شده است. دکتر ..... دبیر هیات نظارت بر فعالیت های تشکل های دانشجویی دانشگاه بود.  آقای دکتر، در تاریخ 25 خرداد 1387 در نامه ای به انجمن اسلامی، این نهاد را منحل اعلام کرده و مجوز تاسیس آن را کان لم یکن قلمداد کرده است و گویا فردای اعلام حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، خواسته شیطانی خود را با دختری که برای بررسی مسئله اخراج شدن نزد او رفته بود مطرح می کند. هوشیاری دانشجویانی که از این ماجرا اطلاع داشته اند، باعث می شود که قبل از این که دکتر بتونه حرکت خلاف شرعی انجام بده دستش رو بشه. اضطراب و تشویش رو در فیلمی که  ازش برداشتن می تونید ببینید.(متعاقبا سایت دانلود فیلم اعلام می شود)

جالبه بدونید که ایشون پس از آقای دکتر نجفیان به معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه زنجان منصوب شده اند و هیچ مراسم تودیع و معرفه ای برای دکتر نجفیان و دکتر .... برگزار نشد. معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه زنجان در فاصله دکتر نجفیان و دکتر ..... تحت سرپرستی دکتر پیرایش از اساتید گروه ریاضی بوده است

. و باز جالبه بدونید پایان نامه فوق لیسانس و دکترای دکتر ....که در حال حاضر به جرم هتک حرمت دانشجوی دانشگاه  زنجان بازداشت است، پیرامون موضوع "معراج پیامبر اسلام" بوده است.

جالبتر آنکه این فرد در دانشگاه  زنجان و در دانشکده زبان و ادبیات فارسی درس "قرآن و حدیث" رو ارانه می کنه.

و من می خوام این سوال رو از ایشون بپرسم که: آقای دکتر شما از این کارتون با عنوان معاونت فرهنگی خجالت نمی کشی؟ شما به درسی که تدریس می کنید اعتقاد دارید؟ شما به پایان نامه ای که روش وقت گذاشتین اعتقاد دارین؟ اصلا خودتون روش کار کردین یا از مغازه های روبروی دانشگاه تهران خریدین؟ آقای دکتر، آدم از قدرتی که در اختیار داره این طور استفاده می کنه؟

و آقای دکتر نداف؛ ریاست محترم دانشگاه زنجان، هیچ یک از معاونین دکتر عسگریان (رییس سابق دانشگاه زنجان) که منتخب وزیر علوم دوره خاتمی بود فساد اخلاقی نداشت، فساد مالی نداشت؛ شما که دم از مهرورزی و نیک سرشتی می زنید برای این عملکرد غیر فرهنگی معاون فرهنگی!!! تان چه توضیحی دارید؟

توجه:به علت سوء استفاده نکردن از نام فاعل ناکام کار از اوردن نام وی خوداری شده است.

        

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:50 توسط مخالف |
حاجی جون خوش بگذره!
 

حاج اقا شما هم بله!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:0 توسط |
دوستی با جنس مخالف
يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

 

بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

 

گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.

 

در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

 

 تعريف «دوستي دختر و پسر»

بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.

 

 انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف

1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده  چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.

بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.

2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.

چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.

چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.

 

3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.

 اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.

 

4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

  ام

يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

 

بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

 

گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.

 

در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

 

 تعريف «دوستي دختر و پسر»

بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.

 

 انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف

1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده  چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.

بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.

2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.

چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.

چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.

 

3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.

 اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.

 

4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

  اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.

 

منبع : مجله ي علمي تخصصي معرفت – باتغيير وتلخيص

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:28 توسط |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !