تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات SAMPAD 2 SAMPAD
نامزد انتخابات=اتوموبیل

اگر قرار بود هر نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری را به یک اتوموبیل مرسوم در ایران تشبیه کنیم، به نظرم نتیجه اینها می شد، نظر شما چیه؟!

پژو 404 آخوندی قدیم ولی تونینگ شده !

مهدی کروبی: پژو ۴٠۴ تونینگ شده!(سفید یخچالی)

پیکان 61 -میرحسین!

میرحسین موسوی : پیکان مدل ۶٠ یک پیکان زحمتکش و ارزشی! اگر خوب به جلوبندی این پیکان توجه کنید، اون حجب و حیا و حالت خاص چهره میرحسین رو هم می تونید توش پیدا کنید! به قول معروف: "میلت بری هستن! بری"

آقا محسن: وانت زامیاد(نیسان) چغر و قوی اما نامحبوب!

آقا محسن: یک وانت نیسان زامیاد(آبی رنگ!) ‌قوی و کارکن؛ یغور اما نامحبوب!البته نه وانت نیسان های فعلی که مال سایپای آقامهرداد بذرپاشه، زامیادهای اصل و نسب دار قدیمی رو عرض می کنم! موتور در حد تانک!

محمود: پژو Rd !

محمود احمدی نژاد: پژو Rd، موتورش پیکانه اما اتاق پژو (همون عدم صداقت و اینا! که بهش می گن) دنبال عکس وانت RD هم گشتم ولی پیدا نکردم، به اونم می خوره چون عاشق خدمت و جهاد هم هست حاجی ! اما دلها بسوزه برای عمو باقر که اگر در صحنه بود، باید براش الگانس می ذاشتیم!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:51 توسط R.37 |
مقاومت : کارتونی از مانا نیستانی





+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:10 توسط R.37 |
بیانیه ی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم + اعترافاتی که گرفته شدند!*

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

سرانجام شورای نگهبان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را بدون توجه به استدلالات کاندیداهای معترض و اعتراضات بحق مردم و دلسوزی های علماء و مراجع و احزاب و مشفقان نظام، به گمان این که اظهارنظر آنان غائله را ختم می کند، رسماً تأیید و سلامت آن را اعلام کرد و حتی برخی از آن ها سلامت این انتخابات را در سی سال گذشته بی نظیر توصیف نمودند.

شورای نگهبانی که برخی از اعضاء، فقها و حقوقدان های آنان از ماه های قبل اظهار نظر کرده و بی طرفی خود را در انظار مردم مخدوش نموده بودند؛ در صورتی که داور و قاضی اگر در رابطه با پرونده ای طرفداری کرده باشد، حق قضاوت در آن را ندارد.

جای شگفتی است انتخاباتی که در برابر چشم همگان از بیت المال جهت ترویج یکی از کاندیداها بطور وسیع استفاده می شد و در مقام جمع آوری رأی از امکانات دولتی بهره برداری شد.

رسانه ملی به بهانه های مختلف در ترویج و تبلیغ تبعیض آمیز به نفع یک کاندیدا دائماً در تلاش بود.

از سویی چهره های خدوم انقلاب و نظام برای مخدوش کردن کاندیداهای دیگر مورد هجمه قرار گرفتند و شگفتا که قوه قضائیه هیچ واکنشی از خود بروز نداد و حتی به همان مقدار در رسانه ملی حق دفاع به آنان داده نشد.

ناظرین کاندیداها که قانوناً باید پیش از مهر و موم کردن صندوق ها تا نهایت تجمیع آراء حضور می داشتند در اکثر صندوق ها بعد از مهر و موم صندوق ها اجازه ورود به آنان داده شد و در بسیاری از صندوقها نماینده ای از آنان را نپذیرفتند و در هنگام تجمیع آراء اساسا اجازه حضور نداشتند و در نتیجه با اضافه بودن تعداد آراء مأخوذه با بیش از واجدین شرایط آراء مواجه بودیم. با شتاب بسیار متأسفانه در اعلام نتایج از حیثیت رهبری نیز سرمایه گذاری شد.

با توجه به شکایات زیاد و دلایل محکمی که کاندیداهای دیگر داشتند، به آنان توجه نشد. در فضایی کاملا امنیتی، صدای حق طلبی مردم را که توأم با آرامش بود، به خشونت کشیدند. و متأسفانه با ده ها کشته و زخمی و بازداشت غیرقانونی صدها نفر مواجه شدیم، مطبوعات و روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل یا سانسور شدند، سایتها فیلتر گردید و حتی بر خلاف اصل 25 قانون اساسی تلفن های همراه و پیامک های مردم نیز روزها قطع گردید و هنوز در تهران وصل نشده است. تعجب از این است که وزارت ارتباطات از خود سلب مسئولیت می کند و مسئولیت آن را به عهده دیگران قرار می دهد.

با همه این اشکالات آیا می شود مشروعیت انتخابات را به صرف تأیید شورای نگهبان پذیرفت؟ آیا با این وضعیت می توان دولت برآمده از این همه تخلفات را مشروع دانست؟

آیا دولت می تواند به عنوان نماینده مردم در اموال و سرنوشت آنان دخالت نماید؟

و...

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تشکر از همه مردمی که در صحنه حضور یافتند و مصایب و سختی های بسیار را تحمل نمودند بویژه آنان که عزیزانشان را از دست دادند یا آسیب هایی دیدند و سختی هایی دیدند و یا دستگیر شدند. خود را در مصایب و گرفتاری های آنان شریک می داند و به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر درود می فرستد و همواره خود را در کنار مردم می داند.

و از کانیداهای محترمی که حقوقشان ضایع گردید خصوصاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر خدوم دوران دفاع مقدس و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار قدیمی امام راحل(ره) و همه آنان که از حقوق مردم دفاع می کنند بویژه از مراجع معظم تقلید و علمای بزرگوار حوزه های علمیه، تشکر می نماید و از خداوند متعال برای همه آنان طول عمر با عزت و شوکت مسألت دارد.

و درخواست عاجزانه ما از علمای اعلام و بزرگان دین این است که در این مصیبت بزرگ که حیثیت به دست آمده از دهها هزار خون شهدای عزیز و زحمات طاقت فرسای ایثارگران و جانبازان و هدایت و حمایت روحانیت مبارز به ویژه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در معرض خطر جدی است، با احساس مسئولیتی که همواره داشته اند باز هم اقدام مناسب را انجام دهند. چرا که سرنوشت حوزه و علما با سرنوشت نظام گره خورده است و اگر مردم نظام را در برابر خود بدانند قطعاً روحانیت و حوزه ها را در برابر خود می دانند در حالی که به گواه تاریخ، عالمان شیعه به پیروی از مولای خود همواره خصم ظالم و عون و یاور مظلوم بوده اند.

همچینین از قوه قضائیه می خواهیم هرچه زودتر افراد دستگیر شده در اجتماعات آرام را آزاد کند و عاملان و آمران ضرب و شتم ها، قتلها و تخریب های کوی دانشگاه و جاهای دیگر را شناسایی و مجازات نماید.


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم


(آیا حوزه ی قم فی.لتر می شود؟! از دولت کودتا هیچ چیز بعید نیست!)


و اما اعترافات گرفته شده از سعید سیرجانی:


ميکنم من با رضايت اعتراف

کرده‌ام يک عالمه کار خلاف


از برای کودتای مخملی

دوختم يک تکه مخمل بر لحاف


يک نفر شلوار مخمل پاش بود

رفتم و با او نمودم ائتلاف


يک دعای کودتا از کربلا

با گل اُخرا، نوشتم دور ناف


گاز اشک‌آور نيامد گير من

پس خريدم چندتائی پيف پاف


هست در پستوی ما يک لامپ سبز

کردمش خاموش و روشن آن و آف


نيم‌ساعت نيز ديدم روی ديسک

سينمای محسن مخمل‌بباف


بود يک ماشين نمره خارجی

در خيابان، دور آن کردم طواف


نامه داده بهر من گوردون براون:

نشنوم شمشير خود کردی غلاف


گفت اوباما مبادا ول کنی

گفت هيلاری نشايد انصراف


من زدم ايميل به فيدل کاسترو

پاسخم را داده او با تلگراف


همچنين ديويد بکام از انگليس

اس.ام.اس زد: مای فرند، دتز نات ايناف


الغرض من غرقه‌ام در کودتا

مخملش سبز و اطو کرده‌ست و صاف


بازجوی نازنين حق با شماست!

بنده تسليمم بدون اختلاف


بی‌شکنجه، بی‌گروگان، اينهمه

اطلاعات درست و اکتشاف!


پس برای تيرباران حاضرم

اشهد ان لا اله ان الاف!



* احمد جنتی (فصل الخطاب2!): اعترافات مسببین انقلاب مخملی کم کم دارند گرفته می شوند! ( در متن خبر نیامده که با آب میوه گیری یا چرخ گوشت؟!!)



پ.ن:  ايهالناس اني اعتقد بالامام الاحمدي هو امام امدي في هذالعصر كذالك الامام خامنه ايي اعترف بالامت المحمودي و اعترف بالوجود امامين في الزمان الواحد الاه اكبر

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 2:20 توسط AlirezA |
رسانه ی میلی!

یک مقام آگاه در پلیس امنیت ملی اعلام کرد : عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما در جریان اغتشاشات اخیر بازداشت شده است. 
به گزارش گافنیوز همان مقام آگاه در همان پلیس ضمن اعلام خبر فوق گفت : «در جریان برخورد با اغتشاشگران منطقه پارک وی تهران ، فردی که سعی در تحریک دیگران و ایجاد اغتشاشات بیشتر داشت ، توسط نیروهای ما شناسایی و دستگیر شد که پس از تعیین هویت متاسفانه مشخص شد وی مهندس عزت الله ضرغامی میباشد. » 
بر اساس تازه ترین گزارش ها عزت الله ضرغامی در حالی دستگیر شده است که از بالای پل پارک وی بر روی افرادی که در آن محل تجمع کرده بودند ، آشغال پرتاب کرده و سپس با گفتن جملاتی نظیر "هیچ کدامتان عمراً عرضه درگیری ندارید" و "همه تان اسرائیلی هستید" و "حالا که ندا را کشتید اگه مرد هستید بسیجی ها را کتک بزنید" سعی داشته افراد حاضر در محل را به درگیری و اغتشاش وادارد. 
یکی از افراد حاضر در این تجمع مسالمت آمیز ، دراین باره به خبرنگار ما گفت : «والله اولا که تجمع مسالمت آمیز نبود و ما داشتیم از آنجا رد میشدیم در نتیجه شما خبرسازی نکنید. بعدش هم ما داشتیم رد میشدیم که دیدیم یک آقایی که خیلی شبیه آقای ضرغامی است ، رفته بالای پل و یک کارهای عجیبی میکند ؛ ما هم فکر کردیم آکروبات بازی یا برنامه کمدی است. این بود که با زن و بچه مان رفتیم آنجا یک کمی سرگرم بشویم. بقیه هم همین طوری آمدند تا اینکه شدیم چند هزار نفر است. »

شایان ذکر است در یکی از فیلمهای پخش شده از تلویزیون ، همین شخص در حالی دیده میشود که با یک دایناسور که از سفینه فضایی پیاده شده است ، مشغول کباب کردن ران چپ یک جوان بیگناه است و با صدایی شبیه کامران نجف زاده به دوست خود میگوید : چقدر خوب شد منافقین ما را فرستادند که ندا آقا سلطان را بکشیم. 
ضرغامی : قصد بدی نداشتم خبرنگار گافنیوز که به واسطه همکاری نزدیک در تولید گاف با رسانه ملی ، چندی پیش از سوی مهندس عزت الله ضرغامی برای تدریس در باشگاه خبرنگاران جوان به صداوسیما دعوت شده بود ، توانست به واسطه همین آشنایی قبلی چند دقیقه ای در میانه راه سلول تا مبال با وی به گفتگو بنشیند.
در این گفتگوی کوتاه اما رودررو که با سرعت انجام شد ، مهندس ضرغامی درباره انگیزه خود از اعمال اخیر گفت : «من آدم خوبی هستم و قصد بدی نداشتم. فقط میخواستم با تحریک غیرخودیها آن ها اغتشاش کنند تا دستگیر و زندانی و ایشالله سقط بشوند. به همین منظور در این ده پانزده روز گذشته همه کار کردیم تا آنها تحریک بشوند و به خیابان بیایند. اول اصلا آدم حسابشان نکردیم ، بعد گفتیم اینها بانک ها را آتش میزنند ، بعد گفتیم بسیجی ها را کتک میزنند ، بعد اعلام کردیم اینها از آمریکا پول گرفته اند ، به مجری ها گفتیم اینها را در برنامه هایشان مسخره کنند ، بعد گفتیم جوانهای مردم را این ها میکشند ، بعد اثبات کردیم اینها برای بدنام کردن نظام خودشان را میکشند... اما متاسفانه به اندازه کافی تحریک نشدند و به خیابانها نیامدند. این بود که تصمیم گرفتم در آخرین مرحله از این جهاد مقدس ، خودم به تحریک آنها دست بزنم... میخوای تو رو هم تحریک کنم جونی؟ » 
آخرین خبرها حکایت از آن دارد که دادگاه ضرغامی به زودی برگزار خواهد شد. اما پیش از آن وی به خاطر تحریک زندانیان و زندانبانان و شکایت خانواده های آنها از وی باید در یک دادگاه خصوصی محاکمه بشود. وی در آخرین ملاقات خود با یکی از بستگانش در مورد اتهام تحریک مردم با اشاره به سمت محله دروازه دولت گفته است : «اگر که مست گیرند ، هرآنکه هست گیرند. ای جااان! »

منبع: آینده

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 23:30 توسط AlirezA |
[…] & Michael Jackson passed away
اين ايادي صهيونيسم و اجنبي‌ها قرار بود تا ديشب همراه پول‌ها و دلارهايي كه براي ما مي‌فرستند، يك گوني قهوه هم بفرستند. تا الان كه نه دلارها و يوروها رسيده نه گوني قهوه. (البته ما هم مثل مسوولان مي‌گوييم اگر ما را تحريم كنند به شكم‌مان هم نيست.) براي همين امروز يك چيزي كه نياز به قهوه و دلار و يورو نداشته باشد مي‌نويسيم؛ در باب علامت […] ديروز روزنامه اعتماد ملي در صفحه اول، نامه‌اي از آقا مهدي كروبي و در صفحه 9 شعري از آقا [...] ! چاپ كرده بود كه هر دوشان با علامت […] سانسور شده بودند.

درك مطلب اول- متوجه شديم شتر سانسور با لذت و غلظت بيشتري روي يك شعر مي‌خوابد، تا مثلا روي يك بيانيه يا نامه سياسي.

دوم- اگر به روزنامه ديروز رجوع كنيد مي‌بينيد كه نامه‌هه 4 تا از اين[…] ‌ها داشت، شعره 6 تا. يعني شعر تقريبا دو برابر سانسور شده بود. پس نتيجه مي‌گيريم تاثيرگذاري يك متن ادبي، مثلا شعر، روي مخاطب دو برابر يك متن سياسي، مثلا نامه يا بيانيه است. سوم- تا چند وقت ديگر روزنامه‌ها اين‌طوري چاپ مي‌شوند؛

اگر آقاي […] بخواهد […] ما را […] ما هم […] مي‌كنيم!

البته جاهاي خالي هم اين‌ها بوده؛ آقا ميرحسين موسوي يا آقا مهدي كروبي، راي، نشمارند، اعتراض! فرمول: يك شعر با هزار مخاطب سانسوربرانگيزتر است از يك بيانيه با هزاران مخاطب.

 پوريا عالمي روزنامه اعتماد ملی=>شماره 953=>صفحه 23


Michael Jackson passed away

By: Manny Francisco

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:9 توسط R.37 |
والی از کجا در خانه ی خمار نیست؟

در دوران خلافت عمر بن خطاب، يك فرد يهودى عليه امير مؤمنان (عليه السلام) شكايت كرد و كار به محكمه كشيد. عمر بن خطاب امام على (عليه السلام) را به منظور اقامه دليل به محكمه دعوت كرد و حضرت را با كنيه «ابوالحسن» مورد خطاب قرار داد. حضرت از اين‏گونه خطاب نسبت به خود ناراحت شد. پس از پايان يافتن جلسه محاكمه خليفه رو به امام على (عليه السلام) كرد و گفت: گويا از اين‏كه با يك يهودى در محكمه حاضر شدى تا اقامه دليل نمايى ناراحت هستى؟ حضرت فرمود: «كَلاّ وَ اِنَّما سائَنى اَنَّكَ كَنَّيْتَنى وَ لَمْ تُساوِبَيْنى وَ بَيْنَ خَصْمى وَ الْمُسْلمُ وَ الْيَهُودِىُّ اَمامَ الْحَقِّ سَواء»

«هرگز؛ ناراحتى من از اين بود كه مرا با كنيه مورد خطاب قرار دادى [و بدين سبب مرا بر او ترجيح دادى] و رعايت مساوات ميان من و مدعى را نكردى، در صورتى كه مسلمان و يهودى در پيشگاه حق و از نظر قانون مساوى‏اند.»


رونوشت!: اعضای محترم شورای نگهبان قانون اساسی(؟!)، دفتر مقام معظم(؟!) رهبری، تمامی طبقات وزارت کشور!، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (موسوم به رسانه ی ملی!) و...


پ.ن: این روزها فراموشمان نشود معنای "عدالت"...!

پ.ن:

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی

گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید ترا تا خانه ی قاضی برم

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانه ی خمار نیست؟

گفت تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده ست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه

گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، زآن چنین بیخود شدی

گفت: ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم مست را

گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

« پروین اعتصامی »

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 3:23 توسط AlirezA |
آیا ز یاد رفت و چرا در گلو شکست

کلا همیشه با چمران حال میکنم  میشه گفت که برای من یک انسان آرمانی بوده و هست برادرانه توصیه میکنم کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود"رو گیر بیارید و بخونید چون نویسنده به قصد چاپ ننوشته خیلی جالبه

خدا بود و دیگر هیچ نبود :

(شهید دکتر مصطفی چمران- یادداشت های لبنان - 10 اکتبر 1976)

عجبا سر نماز ایستاده بودم ، بیخود و بی جهت خوشحال در پوست خود نمی گنجیدم ، لبخند می زدم و در قلبم صدای قهقهه ای بلند بود ... به یک باره به فکر فرو رفتم تا دلیل این خوشحالی شدید را بفهمم فکر کردم ، روحم را ، قلبم را را شکافتم بالاخره حقیقت را یافتم ....فهمیدم که صبح لرزان و ترسان ، خسته و پژمرده از رختخواب برخاستم ...از خوابی برخاستم که همه اش خوف و وحشت بود

هنگامی که از صحن مدرسه می گذشتم به جوانان مسلح ، پاسداران ، حرکت...  برخورد کردم دست همه را با فشار و محبت فشردم و جوانان را بوسه زدم و با کلماتی آتشین همه را امیدوار کردم وتشویق نمودم ...

خوشحال بودم که در قله ی نا امیدی ، در منتهای فقر ، در حضیض ضعف توانستم که به مردم امید بدهم به فقرا کمک کنم و به وحشت زدگان و ضعیفان امید و اطمینان ببخشم ...

خوشحال بودم که در این روز مفید بودم ...یکباره سیلاب اشک بر رخسارم جاری شد چون به فقر و ضعف و درماندگی خود پی بردم و همه ی خوشحالی خود را بی اساس یافتم ...اشک ریختم بعد آرامش یافتم

 (با تلخیص )

پ.ن (s) :

1-  من که شدیدا از سیاست خسته شدم فعلا هم بحث سیاسی رو بوسیدم و گذاشتم کنار  اما تا حال چون شود

2-       برخیز به خون دل وضویی بکنیم              در آب ترانه شستشویی بکنیم

        عمر اندک و فرصت خموشی بسیار          تلخ است سکوت ، گفتگویی بکنیم

                                                                                           (قیصر امین پور)

۳-بدن شرح (!) :

یکی رفت

و یکی موند

یکی کله شو جمبوند

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:35 توسط Elias |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !