|
کروبی
ایده آل نیست به خاطر پذیرش حکم حکومتی در رابطه با قانون مطبوعات؛ هرچند
که بسیاری از اصلاح طلبان دیگر هم آن را پذیرفتند. کروبی ایده آل نیست به
خاطر مخالفت او و مجید انصاری(مشاور کنونی میرحسین موسوی و از اعضای فعال
ستاد وی) با تحصن نمایندگان در مجلس ششم؛ هرچند که آن تحصن به دلیل ناامید
شدن مردم از امکان اصلاحات، با استقبال مردم روبه رو نشد. کروبی ایده آل
نیست، به خاطر برخی میانه روی هایش در مسیر اصلاحات.
اما
کروبی بد نیست، چون در همان مجلس ششمی که رییس بود و نمی توان گفت به
دنبال رای بود، تمام تلاش خود را برای آزادی دانشجویان و زندانیان سیاسی
کرد و تلاشش هم بی ثمر نبود. کروبی بد نیست به این خاطر که اداره مجلس را
به خاطر ادامه بازداشت یکی از نمایندگان رها کرد و گفت، تا وقتی لقمانیان
به مجلس بازنگردد قادر به اداره مجلس نیست و چند ساعت بعد لقمانیان آزاد
شد؛ لقمانیانی که تنها به دلیل طرح برخی انتقادات در نطق پیش از دستور
مجلس بازداشت شده بود. آزادی لقمانیان جلوی پروژه بازداشت چند نماینده
برای خاموش کردن صدای مجلس را گرفت.
کروبی
بد هم نیست چون در همین چهار سالی که برخی مهر مرگبار سکوت بر لب زده
بودند، آرام ننشست و اعتراض کرد به وضعیت نامساعد معیشتی مردم در دولت
محمود احمدی نژاد، لابی و رایزنی کرد برای آزادی زندانیان سیاسی که البته
همان ها امروز با او همراه هم شده اند. کروبی بد هم نیست چون اعتراض کرد
به برخورد با اقلیتها، دانشجویان، معلمان و…
و
این اعتراضات نه در این دو ماهه داغ شدن فضای انتخابات؛ که در سالهای
گذشته که نه انتخاباتی بود و نه در خاطر کسی می ماند، صورت گرفت.
او یک ماه و نیم مانده به انتخابات به فکر آزادی مطبوعات نیفتاد! او عملگرایی را به عینه در این چند سال نشان داد.
کروبی
ایده آل نیست چون شاید به گفته برخی وجاهت لازم را ندارد. بله؛ کروبی به
آن زیبایی سخن نمی گوید و در مقابل خاتمی وجاهت پایین تری دارد. خاتمی در
کنار کروبی شخصیت جذابتری است، اما کروبی در مقابل دیگر کاندیدای مطرح در
جناح اصلاح طلب نه تنها پایینتر نیست؛ که بسیار موجه تر نیز هست.
او
ایده آل نیست چون جمع ناهمگون سنت و مدرن را در خود جای داده است. او ایده
آل نیست چون همه حرفهایش دلچسب نیست؛ او اما اگر نیمی از آن حرفهای زیبای
دلچسب را می زند، با سابقه عملگرایی اش می توان یقین داشت که همان حداقلها
عملی می شود.
او
هم در جایگاه رییس مجلس و هم در جایگاه یک شخصیت سیاسی تقریبا رانده از
قدرت، از ارتباطات خود استفاده کرد تا حقی را بگیرد، دانشجویی را آزاد
کند، محروم از تحصیلی را به دانشگاه بازگرداند و…
او
یک سیاستمدار در حاکمیت است که هنوز به طور کامل رانده نشده است و در عین
حال از تغییر قانون اساسی می گوید و تاکید می کند، قانون اساسی قرآن نیست
که قابل تغییر نباشد. او سخن از بازگشت به دهه شصت نمی گوید.
او پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم از سمت مشاوری مقام رهبری استعفا داد تا با فراغ بال بیشتری پیگیر فعالیت حزبی شود.
او
بهتر است چون با صراحت و شجاعت حرفش را زده و می زند؛ وقتی که به
شریعتمداری نامه می نویسد، وقتی به جنتی هشدار می دهد، وقتی سخن از خطر
ورود بسیج و نیروهای نظامی به عرصه سیاست می گوید. نامه می نویسد و در
نامه اش حقایقی را عنوان می کند که برخی شاید جرات خواندن آن نامه را با
صدای بلند نداشته باشند.
او
اگر شش سال پیش حکمی حکومتی را پذیرفت که برخی به او انتقاد کردند(با وجود
احتمال انحلال مجلس در صورت پذیرفته نشدن آن حکم) اما امروز با صراحت می
گوید که حکم حکومتی را “نمی پذیرد” مگر آنکه به نفع مردم باشد. ملاک حال
افراد است، همانطور که برخی که امروز سخن از آزادی می گویند، در دهه شصت
چه ها که نکردند…
اما
بر آنها خورده نیست. آنهایی که امروز در برخی احزاب هستند، سابقه مشخصی در
سالهای پس از انقلاب دارند، اما امروز حرفی متفاوت می زنند. به تغییر نسبی
ایدئولوژی آنها باید خوشبینانه نگریست.
امروز
کروبی با صراحت نظارت استصوابی را محکوم می کند؛ همانطور که همواره با
ردصلاحیتها مخالفت کرده و مقابل شورای نگهبان و برخوردهای سلیقه ای اش
ایستاده است.
اگر
خاتمی عزیز لوایح معروف دوقلو را از مجلس پس گرفت، اما می توان امید داشت
به مقاومت کروبی و لابی او برای پیگیری همان خواسته ها و تغییر در قانون
اساسی، چون همواره رایزنی های او حداقل اثرها را داشته است.
کروبی
خوب است به خاطر همراهان این دوره اش: کرباسچی، محبوب همه کسانی است که
شهرداری او را، حمایتش از خاتمی و اصلاحات را، و زندان افتادنش را به خاطر
دارند. هرچند که نه خاتمی بلکه کروبی برای آزادیش تمام تلاشش را به کار
بست، عباس عبدی و روزنامه سلام و هزینه هایی که در راه آزادی داد، حداقل
در خاطر روزنامه نگاران هست، عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ دوره خاتمی که
تحت فشارها ناچار به استعفا شد و با دلگیری از آنهایی که در مقابل آن هجمه
های ناجوانمردانه تنها سکوت اختیار کردند به دیار غربت رفت، محمدعلی
ابطحی، جمیله کدیور، احمد زیدآبادی و…
تصور نمی کنم، کسی قدرت سیاسی و اقتصادی همراهان و مشاوران کروبی را رد کند.
در
این بین، حضور اعضای تشکلهای جعلی و اصولگرای دانشجویی همچون اعضای طیف
شیراز دفتر تحکیم وحدت در ستاد برخی کاندیداهای اصلاح طلبِ اصولگرا چه
موضوعی را به ذهن می رساند؟
تورم،
مدیریت غلط و تصمیمات اشتباه و عجولانه، برخوردهای خشونت بار با مخالفان و
منتقدان، جلوگیری از فعالیت تشکلها و سندیکاهای صنفی همراه با شعار بازگشت
به دهه شصت، شعارهای دروغ و….، چاره ای جز تلاش برای تغییر وضع موجود در
مقابل قرار نداده است.
اما تغییر در چه شرایطی؟ تغییر اسم و اینکه فقط محمود نباشد و هر که بود، باشد؟
شاید
این هم درست باشد که هر که بیاید، بدتر از احمدی نژاد نخواهد بود، اما
باید به این نکته نیر توجه کرد که ایدئولوژی برخی کاندیداها همان
ایدئولوژی دهه شصتی احمدی نژاد است و لاغیر؛ هرچند که روش عقلانی تری در
همان راستا داشته باشد.
اینکه
گفته می شود یک کاندیدا غیر از احمدی نژاد چون احتمالا رای بیشتری دارد از
او حمایت می کنیم نه اخلاقی است و نه عقلانی، و نشان از آن دارد که مطرح
کنندگان این سخن هیچ برای گفتن ندارند و آرمانی ندارند که برایش مبارزه
کنند. نظرسنجی ها و آمارها در ایران نیز از جانب هر گروهی که بوده معمولا
غلط از آب درآمده است! همانطور که احتمالات در انتخابات ۸۴ و همینطور ۸۰
غلط محض بود.
کروبی
ایده آل من نیست به همان دلایلی که گفتم، اما گزینه من شاید باشد، چراکه
در شرایط فعلی باید کسی را برگزید که هم تفکراتش تا حدودی به ما نزدیکتر
باشد و هم از طرفی امیدوار باشیم که با آمدنش علاوه بر بهبود وضعیت معیشت
مردم و مدیریت بی تدبیرانه کنونی کشور، فضا برای حضور و گسترش اندیشه های
آزادی خواهانه و لیبرال اندکی باز شود. حتی آنها که امید به تغییر ساختاری
تری دارند، معتقدند که آن تغییر در شرایطی صورت می گیرد که فضا اندکی باز
شود، و امید به تغییر ساختاری در فضای خفقان کنونی عبس است.
مهران فرجی خبر فوری:
گزينه اول مولوي عبدالحميد حمايت از كروبي خواهد بود
|