تبليغاتX
اآیت الله منتظری SAMPAD 2 SAMPAD
شما میدونید؟

سلام بر دوستان عزیز چند تا سوال دارم که می خوام نظر یا جواب بقیه بچه ها رو در مورد اینا بدونم

راستش این  سوالا بعد از دیدن یک وب یکی از دختران(کم کمالات) در ذهنم به وجود اومد.

سوالات:

1.چرا دخترا فکر میکنن که پسرا کشته مردشونن؟

2.چرا دخترا به بی منطقی مشهورن؟

3.چرا تو دروس اختصاصی پسرا قویترن؟

4.چرا اینقدر دخترا آرایش می کنن؟

5.چرا میگن دخترا وفادارترن؟

6.دوستی های پسر با پسر بادوام تره یا دوستی های دختر با دختر؟

7.چرا از 124000 پیامبر یکشون زن نبود؟

8.چرا بعضی دخترا میخوان کلای پسرا رو بردارن ولی کلاشون ورداشته میشه؟

9.چرا اینقدر دخترا مغرور و حسودن(حسادت به دیگر دختران)؟

10.چرا اینقدر دخترا قهر میکنند؟

11.چرا دخترا اینقدر لوسن؟

 

همیشه شیخ حسن به بقل دستیش تو مدرسه میگفت:میدونم سخته ولی آدم باش

حالا چند روزیه بهش نگفتم...................

می دونم سخته ولی ادب رو رعایت کنید و فقط جوابم رو بدید

ممنون!

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:15 توسط شیخ حسن |
مدرسه ی خالی!!!

سیاوش در نزد اقای ارمی:سلام  خوبین شما

 اقا از بچه های ریاضی که نیومدن نمره کم کنین

آقای ارمی:این یک مسئله ی انضباطی، به من ربطی نداره که بچه ها سر کلاس نیومدن

(سیاوش دست از پا درازتر و در جستجوی راهی برای خالی کردن عقدهاش)

 سیاوش در نزد اقای واعظی:سلام خوبین شما

اقا از بچه های ریاضی سوم که نیومدن نمره کم کنین

اقای واعظی:ما امتحان فردا رو کنسل کردیم

سیاوش:اقا نیومدن مدرسه باید نمره کم کنین

اقای واعظی: نه نیازی نیست

(سیاوش دست از پا درازتر و در جستجوی راهی برای خالی کردن عقدهاش)

سیاوش در نزد اقای الهی:سلام خوبین شما

اقای الهی به اقای ارمی بگین از بچه های ریاضی سوم که نیومدن نمره کم کنین

باشه حالا میرم صحبت میکنم.

سیاوش به من:مدرسه نمیاین رفتم گفتم که ازتون نمره کم کنن

من:هم تو

سیاوش:اره من

من رئیس شورام

من:خر شیخ حسنم یکبار از این ............ کرد شیخ حسن هم زد خرشو کشت

بپا بچه ها یک کاریت نکن

سیاوش:زورت میاد؟

من:نه تو زورت میاد که از صبح اومدی..................... بعد بچه ها رفتن درس خوندن البته فکر نکنم فکرت به اینجاها قد بده

سیاوش:نه من درسامو خوندم

در این حال یاد صحبت های اقای امامیان افتادم

با حال ندامت از اینکه وقتم رو هدر دادم و با این بچه صحبت کردم..........

به خانه بازگشتم

حالا نفهمیدم اقای ارمی نمره کم میکنه یا نه؟

سیاوش:من رئیس شورام.........

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 21:8 توسط شیخ حسن |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !