تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات SAMPAD 2 SAMPAD
نامزد انتخابات=اتوموبیل

اگر قرار بود هر نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری را به یک اتوموبیل مرسوم در ایران تشبیه کنیم، به نظرم نتیجه اینها می شد، نظر شما چیه؟!

پژو 404 آخوندی قدیم ولی تونینگ شده !

مهدی کروبی: پژو ۴٠۴ تونینگ شده!(سفید یخچالی)

پیکان 61 -میرحسین!

میرحسین موسوی : پیکان مدل ۶٠ یک پیکان زحمتکش و ارزشی! اگر خوب به جلوبندی این پیکان توجه کنید، اون حجب و حیا و حالت خاص چهره میرحسین رو هم می تونید توش پیدا کنید! به قول معروف: "میلت بری هستن! بری"

آقا محسن: وانت زامیاد(نیسان) چغر و قوی اما نامحبوب!

آقا محسن: یک وانت نیسان زامیاد(آبی رنگ!) ‌قوی و کارکن؛ یغور اما نامحبوب!البته نه وانت نیسان های فعلی که مال سایپای آقامهرداد بذرپاشه، زامیادهای اصل و نسب دار قدیمی رو عرض می کنم! موتور در حد تانک!

محمود: پژو Rd !

محمود احمدی نژاد: پژو Rd، موتورش پیکانه اما اتاق پژو (همون عدم صداقت و اینا! که بهش می گن) دنبال عکس وانت RD هم گشتم ولی پیدا نکردم، به اونم می خوره چون عاشق خدمت و جهاد هم هست حاجی ! اما دلها بسوزه برای عمو باقر که اگر در صحنه بود، باید براش الگانس می ذاشتیم!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:51 توسط R.37 |
رسانه ی میلی!

یک مقام آگاه در پلیس امنیت ملی اعلام کرد : عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما در جریان اغتشاشات اخیر بازداشت شده است. 
به گزارش گافنیوز همان مقام آگاه در همان پلیس ضمن اعلام خبر فوق گفت : «در جریان برخورد با اغتشاشگران منطقه پارک وی تهران ، فردی که سعی در تحریک دیگران و ایجاد اغتشاشات بیشتر داشت ، توسط نیروهای ما شناسایی و دستگیر شد که پس از تعیین هویت متاسفانه مشخص شد وی مهندس عزت الله ضرغامی میباشد. » 
بر اساس تازه ترین گزارش ها عزت الله ضرغامی در حالی دستگیر شده است که از بالای پل پارک وی بر روی افرادی که در آن محل تجمع کرده بودند ، آشغال پرتاب کرده و سپس با گفتن جملاتی نظیر "هیچ کدامتان عمراً عرضه درگیری ندارید" و "همه تان اسرائیلی هستید" و "حالا که ندا را کشتید اگه مرد هستید بسیجی ها را کتک بزنید" سعی داشته افراد حاضر در محل را به درگیری و اغتشاش وادارد. 
یکی از افراد حاضر در این تجمع مسالمت آمیز ، دراین باره به خبرنگار ما گفت : «والله اولا که تجمع مسالمت آمیز نبود و ما داشتیم از آنجا رد میشدیم در نتیجه شما خبرسازی نکنید. بعدش هم ما داشتیم رد میشدیم که دیدیم یک آقایی که خیلی شبیه آقای ضرغامی است ، رفته بالای پل و یک کارهای عجیبی میکند ؛ ما هم فکر کردیم آکروبات بازی یا برنامه کمدی است. این بود که با زن و بچه مان رفتیم آنجا یک کمی سرگرم بشویم. بقیه هم همین طوری آمدند تا اینکه شدیم چند هزار نفر است. »

شایان ذکر است در یکی از فیلمهای پخش شده از تلویزیون ، همین شخص در حالی دیده میشود که با یک دایناسور که از سفینه فضایی پیاده شده است ، مشغول کباب کردن ران چپ یک جوان بیگناه است و با صدایی شبیه کامران نجف زاده به دوست خود میگوید : چقدر خوب شد منافقین ما را فرستادند که ندا آقا سلطان را بکشیم. 
ضرغامی : قصد بدی نداشتم خبرنگار گافنیوز که به واسطه همکاری نزدیک در تولید گاف با رسانه ملی ، چندی پیش از سوی مهندس عزت الله ضرغامی برای تدریس در باشگاه خبرنگاران جوان به صداوسیما دعوت شده بود ، توانست به واسطه همین آشنایی قبلی چند دقیقه ای در میانه راه سلول تا مبال با وی به گفتگو بنشیند.
در این گفتگوی کوتاه اما رودررو که با سرعت انجام شد ، مهندس ضرغامی درباره انگیزه خود از اعمال اخیر گفت : «من آدم خوبی هستم و قصد بدی نداشتم. فقط میخواستم با تحریک غیرخودیها آن ها اغتشاش کنند تا دستگیر و زندانی و ایشالله سقط بشوند. به همین منظور در این ده پانزده روز گذشته همه کار کردیم تا آنها تحریک بشوند و به خیابان بیایند. اول اصلا آدم حسابشان نکردیم ، بعد گفتیم اینها بانک ها را آتش میزنند ، بعد گفتیم بسیجی ها را کتک میزنند ، بعد اعلام کردیم اینها از آمریکا پول گرفته اند ، به مجری ها گفتیم اینها را در برنامه هایشان مسخره کنند ، بعد گفتیم جوانهای مردم را این ها میکشند ، بعد اثبات کردیم اینها برای بدنام کردن نظام خودشان را میکشند... اما متاسفانه به اندازه کافی تحریک نشدند و به خیابانها نیامدند. این بود که تصمیم گرفتم در آخرین مرحله از این جهاد مقدس ، خودم به تحریک آنها دست بزنم... میخوای تو رو هم تحریک کنم جونی؟ » 
آخرین خبرها حکایت از آن دارد که دادگاه ضرغامی به زودی برگزار خواهد شد. اما پیش از آن وی به خاطر تحریک زندانیان و زندانبانان و شکایت خانواده های آنها از وی باید در یک دادگاه خصوصی محاکمه بشود. وی در آخرین ملاقات خود با یکی از بستگانش در مورد اتهام تحریک مردم با اشاره به سمت محله دروازه دولت گفته است : «اگر که مست گیرند ، هرآنکه هست گیرند. ای جااان! »

منبع: آینده

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 23:30 توسط AlirezA |
[…] & Michael Jackson passed away
اين ايادي صهيونيسم و اجنبي‌ها قرار بود تا ديشب همراه پول‌ها و دلارهايي كه براي ما مي‌فرستند، يك گوني قهوه هم بفرستند. تا الان كه نه دلارها و يوروها رسيده نه گوني قهوه. (البته ما هم مثل مسوولان مي‌گوييم اگر ما را تحريم كنند به شكم‌مان هم نيست.) براي همين امروز يك چيزي كه نياز به قهوه و دلار و يورو نداشته باشد مي‌نويسيم؛ در باب علامت […] ديروز روزنامه اعتماد ملي در صفحه اول، نامه‌اي از آقا مهدي كروبي و در صفحه 9 شعري از آقا [...] ! چاپ كرده بود كه هر دوشان با علامت […] سانسور شده بودند.

درك مطلب اول- متوجه شديم شتر سانسور با لذت و غلظت بيشتري روي يك شعر مي‌خوابد، تا مثلا روي يك بيانيه يا نامه سياسي.

دوم- اگر به روزنامه ديروز رجوع كنيد مي‌بينيد كه نامه‌هه 4 تا از اين[…] ‌ها داشت، شعره 6 تا. يعني شعر تقريبا دو برابر سانسور شده بود. پس نتيجه مي‌گيريم تاثيرگذاري يك متن ادبي، مثلا شعر، روي مخاطب دو برابر يك متن سياسي، مثلا نامه يا بيانيه است. سوم- تا چند وقت ديگر روزنامه‌ها اين‌طوري چاپ مي‌شوند؛

اگر آقاي […] بخواهد […] ما را […] ما هم […] مي‌كنيم!

البته جاهاي خالي هم اين‌ها بوده؛ آقا ميرحسين موسوي يا آقا مهدي كروبي، راي، نشمارند، اعتراض! فرمول: يك شعر با هزار مخاطب سانسوربرانگيزتر است از يك بيانيه با هزاران مخاطب.

 پوريا عالمي روزنامه اعتماد ملی=>شماره 953=>صفحه 23


Michael Jackson passed away

By: Manny Francisco

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:9 توسط R.37 |
مولانا شریعتمداری (فاطمه رجبی هم میشه "شمس" البته با اجازه جناب الهام)

مطلبی دیدم بس فرح انگیز که  بالاخره ترجمه ی جدیدی از آثار مولانا شریعتمداری(منتقد نمونه) منتشر شده میخواستم copy  و past  کنیم بخشی از این ترجمه رو  ، ولی چون دیدم فول اسکی میشه به دادن لینک بسنده میکنم حتما بخونید که از دست میره

لینک : ترجمه‌ای برای مولانا شریعتمداری


پ.ن :

1- پیش از این فکر میکردم زنان طرفدار رئیس جمهور مردمی فقط خواهر هستند ولی شواهدی مشاهده شده که نه مثل اینکه بعضی هاشون....(ادامه رو میتونید از کلیپ برنامه منطقه آزاد تو دانشگاه خواجه نصیر برداشت کنید)

2-حماسی ترین بخش فیلم کروبی :  «دیگر دارید عصبانی ام می‌کنید»* خب لامصب‌ها چه مرگتان است؟ چرا نمی خواهید به کروبی رای بدهید؟ مگر نمی‌فهمید می‌گویم اصلا پیر نیست خیلی هم مشاور دارد. شوهر من هم برایش فیلم ساخته. اصلا به درک. بروید به هر کی می‌خواهید رای بدهید. کات.

* توضیح اخلاقی: این یک جمله‌ی طلایی از متن فیلم اول برداشته شده و کپی‌رایت آن تا ابد مال آقای افخمی است. 

3- باعرض معذرت علیرغم رفتن نه نه سرما این بالاییه هم اسکی از فرارو بود لینک مطلب کاملش اینجاست

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:8 توسط Elias |
دودرکردن درس
این شعر تقدیم به دودره بازان:

اما بد نیست بدانید که مسعود نام کوچک آقای واعظی ناظم مدرسه است و اما منظور از چشم زهر فرزام و ملک  کارنامه ی انضباطی است که مسعود هفته گذشته به آنان داد(14.75و15) آنم به خاطر دو در فراوان و اما گلکار(گلکاری)وزارع(زارعی)دو نفر از بچه های کلاسن که تا روز آخر میان مدرسه....

امیدوارم لذت ببرید: 

هفته ی آخر سالست و بسی دلشادم

                                                         به گمانم به هوای دو درش خوشحالم

ترس دارم ز دودر کردن این محفل و انس

                                                          چون  به  مسعود  و  دلش  شکاکم

چشم زهری بگرفتست ز فرزام و ملک

                                                          که   هنوزم   مزه اش  در  کامم

ترس  دارم  که  DOINGING  این  کار

                                                       وای مسعود دخالت کند اندر کارم

دودر  درس  بسی  شیرین  است 

                                                        من  در   این   امر   خود   فرهادم

در  تمام  گذر عمر  ندیدم  هرگز 

                                                       که  پی   چین   دودری    ترسانم

بیم دارم ز عملکرد گُلی و زارع

                                                       چون دو سال است ز رفتار دو تن آگاهم

این خطاب است به گلکار و دگر

                                                       گر    بیایید   همین     خودکارم

ضمن تبریک YEAR نو به شما همدستان

                                                       بنده امید YEARI خوب براتان دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 19:37 توسط Mostafa |
یه title پیشنهاد بده!

هشت و ربع به وقت فرانسه

نه و نيم به وقت آلمان

پنج عصر به وقت يونان

يك نيمه شب به وقت [ایران]

به وقت تمام جهان

زمانش رسيده است

كه يك نفر از يك سياره ی دور

پا به زمين بگذارد

لبخند بزند

و بگويد :

" سلام ! مُردم از خوشي

من فقط براي نوشيدن يك فنجان قهوه

پيش شما آمدم ...

كمي مي مانم

و بعد مي روم ... "

وقتش رسيده است

كه يكي از ما ...

شايد تو يا من يا كس ديگر

او را به فنجان قهوه اي ميهمان كند

بدون اينكه چيزي بپرسد،

بدون اينكه چيزي بخواهد،

و بعد بگذارد

كه ميهمان سياره ی دور

برود

براي هميشه برود ...

« شل سیلوراستاین »




پ.ن: الهی، اگر فردا گویند چه آوردی؟ گویم: خداوندا، از زندان، موی بالیده و جامه ی شوخگِن و عالمی اندوه و خجلت توان آورد. مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس!

« فریدالدین محمد عطار نیشابوری » 


پ.ن: این بیشتر از اینکه یک پست ادبی باشه، یه پست اخلاقیه؛ این که یه تیکه نثر از قرن 6 رو کنار یه شعر معاصر آمریکایی اوردم هم میتونه به همین علت باشه. ( انتظار بعیدی بوده که کسی اینو بفهمه؟! )

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 22:54 توسط AlirezA |
گزيده سؤالات امتحاني !!


(open source)                                                              OS                                                    


ادبيات ؛

1- در عبارت «مشتي رند را سيم دادند كه سنگ زنند.» اين يارو  رندا از كدامين ديار بوده اند!؟

الف)مشد      ب)سوزوار       ج)مدرسه ي آقاي الهي        د)طهران

2- عبارت «مشتي رند را سيم دادند كه سنگ زنند.» با كدام گزينه قرابت معنوي بيش تري دارد !؟

الف)مشتي رند را سنگ زدند كه سيم دهند !

ب)مشتي رند را سيم دادند كه سيم زنند !

ج)مشتي سنگ را رند دادند كه سيم دهند !

د)مشتي سنگ را سيم دادند كه رند زنند !

3- اگر با ديگرانش بود ميلي       چرا جام مرا بشكست ليلي

الف)چرا!؟      ب)چون!!    ج)نه...خب....نه....چر!!؟       د)نه...جون من چرااااااااا!؟

4-به مناسبت غزه و آلودگي تهران ، هواش !!

با توجه به صفحه ي 68 كتاب ادبيات سال سوم دبيرستان ؛ اينان مهتمم اند بر چه !!؟ (چه مي كنند!!؟)

الف)بريك مي رن. 

ب)رقص يزدي

ج)باله يا والس

د)همون مشتي رندند كه دارن سيم مي زنند!!

طراحان:اون دو نفر (Shahab & Alireza)

**********

ديني؛ (زمان: 39دقيقه و 57 ثانيه و 2901 ده هزارم ثانيه! )‌

سؤال: با توجه به حكيمانه بودن نظام آفرينش، هدف خلقت مگس را توضيح دهيد.

پاسخ: مممممم، خب اگه مگس نبود، جوونا بيكار ميشدن! به گناه كشيده مي شدن ديگه!

*

حسابان؛





پ.ن: بدترين چيز، شبه امتحان اينه كه يه آهنگ بيافته تو مغزت، در نياد!

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 21:18 توسط AlirezA |
محمود یا حسین !؟ آمپول یا مکان هندسی !؟ دزد یا بی سواد !؟
با نام آن که یادش آرامش بخش قلب است .

 سلام . یادش بخیر فکر کنم پارسال همین موقع ها بود که مثل الان یه پست نوشتم که توش سوالای ذهن خبیثمو نوشته بودم ! دوباره تاریخو تکرار می کنم ، به قول مستر خرم آبادی :

این ما هستیم که تاریخ را تکرار می کنیم !!! 

 

1- سخت ترین سوالو اول آوردم که همین اول حالتون سر جاش بیاد !! سوال : رئیس جمهور ما جناب آقای دکتر احمدی نژاد خوش تیپ تره یا اون سیاه برزنگی کافر بی ادب باراک اوباما !!؟

جواب احتمالی : این جواب احتمالی نیست ، مبرهن و قطعیه ! معلومه جناب آقای احمدی نژاد ! کسی حرف و نظر دیگه ای داره !؟ خب جرئت داره بزنه تا دولت بره در مجله شهروند امروزو تخته کنه !!!

*****

2- چه طوری میشه با یک آر.پی.جی چهارتا تانکو منفجر کرد !؟

جواب احتمالی : با گفتن یک الله اکبر !!

*****

3- آمپول بهتره یا مکان هندسی !!؟ ( آمپول زن بودن ( تجربی ها توجه کنن !! ) یا مهندس بودن !!؟ )

جواب احتمالی : با توجه به این که تا هنگامی که مکان هندسی ( هندسه 2 ) بلد نباشی نمی دونی آمپولو دقیقا باید کجا بزنی ( یه وقت ممکنه اتفاقای خیلی خیلی بد بیفته !!! )  پس مکان هندسی خیلی بهتره !!

*****

 

4- بچه ی مهربان چیزتره یا بچه ی رستگار !!؟
جواب احتمالی : بچه ی علیرضا که خدا بخواد تو راهه !!

*****

5- عزیزی از اون ته کلاس جیغ می زنه میگه آقا یه سوال تستی هم بگو به درد کنکورمون بخوره !! منم میگم : تو بمیری که مردیم از بس این دوست پرست واسمون قضیه ی سسسشش (SSSS,SH) اثبات کرد !!! اینم تستی :

میگن دنیا رو نامردا گرفتن /////////  میگن غما توی دل جا گرفتن

میگن ........ ......... پلیسا ///////// تو ........ با سه تا ...... گرفتن

( آزاد پزشکی – اختصاصی واحد همدان )

الف ) ملائک – دوش - میخانه – حافظ

ب) عباس – دیشب – ماشین – عروس 

ج) مجنون – دیشب – پارتی – لیلا

د) رستم – دوش – کارزار – اسفندیار

جواب احتمالی : اصل شعر اینه :

میگن دنیا رو نامردا گرفتن ///////// میگن غمها تو سینه جا گرفتن

میگن مجنونو چند شب پیش پلیسا ///////// تو پارتی با سه تا لیلا گرفتن 

حالا انتخاب گزینه مورد نظربا شما !!!

*****

6- وزیر کشورت یه دکتر بی سواد باشه بهتره یا یه دزد مایه دار !!؟

نکته : هرگونه شباهت این گونه شخصیت ها با جناب آقای کردان و جناب آقای محصولی هم اکنون تکذیب می شود !!

جواب احتمالی : با این وضع ، کشورمون بدون صاحب و مسئول باشه سنگین تره !!!

*****

7- سیاوش پارسال بهتره یا رئیس شورای امسال !!؟

جواب احتمالی : خر همون خره ! فقط پالن و کلف بندش عوض شده !!

 
هنوز کلی از سوالات ذهن خبیثم مونده که به علت ذیق وقتو از این جور حرفا و همچنین احتمال ف ! ی ! ل ! ت ! ر شدن وبلاگ تو ذهن خودم بمونه بهتره !! شمام سوالا و جوابای خبیث ذهن اخبثتونو ( بر وزن اَفعل )  بگین تا ما هم مستفیذ شیم !!

 

پ.ن : هیچی عادت کرده بودم آخرنظرام و پستام بنویسم پ.ن که نوشتم !! حرفیه !!!؟

و من الله توفیق

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 21:6 توسط Shahab |
"خنک"
 

1-      يارو بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت.

2-      يه بار يه ماره روسری سرش می کنه ميگه من کبرام ...

3-      يه روز حضرت آدم در خونشونو ميزنه حوا ميگه کيه؟ آدم ميگه بی مزه مگه غيره من کسه ديگه ای هم هست؟ (خيلی يخ بود آره)

4-      از يه يارو پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسي چيه ؟"گفت: " ميدان "!!!!!

5-      يارو تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!

6-      يارو خورد به جدول، حلش كرد.

7-      يك روز يه يارو از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!

8-      مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد و بيخبر بود
   از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد.
   جوووون ، جيگرتو بخورم عجب رون و سينه اي  .
   پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد  و او را سخت در
   آغوشش گرفت تا ببرد در جاي خلوتي و به کام دل برسد.
   و فردا پسرک همسايه، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت

9-      دستام خسته شدند. پاهام طاول زدند. از کمر افتادم. اصلا جون ندارم. دارم ميميرم تو رو خدا
      يکي از اندي بپرسه خوشگلا تا کي بايد برقصند ! 

10-   جاسم يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟
     دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟
     جاسم ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده !!! 

 

 

 

يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد !  اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
      رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد (
Q33YN )  حالا
      فونت اونو تغيير بديد به  "  "
Wingdings حالا چي ميبينيد ؟

 

.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:4 توسط |
مشروع يا نامشروع؟؟؟
به به

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:40 توسط |
ناصر خان در دستشویی !!
نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلی حضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحب قران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….!
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند!

 

                                    

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 14:15 توسط Ram 2 Ram |
گــــاج منتشر کرد :
             

              Gaj

تالیف با همکاری NODET KIDS

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:31 توسط |
عاقبـت اســکی

aawww.Sampad4Sampad.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط |
پست 87

بلأخره عيد هم به فنا رفت و تا يكي دو روز ديگه بايد اين برچسب رو از گوشه ي وبلاگ بكنم . عيد مثل هر سال قرار بود بريم سراغ درس و بحث و حساب . امّا ! امّا براي من عيد سپري شد به نظاره ي TV و استماع راديو جوان و نگريستن سقف و بلع شيريني جات و خاراندن سر ( مقصود مورد دوّم است) و سفر به خانه ي داماد پسرعموي خواهر ناتني دخترخاله ي ننه ي راكي و شب بيداري و روز خوابي و miss call و آمدن به وبلاگي كه به شدّت آمار بازديد كنندگانش كم شده بود و الخ .

حالا نمي دونم شما همت و اراده ي پولادين داشتين كه كار خاصي انجام بدين يا نه ؟

عيد براي شما چه جور گذشت ؟

ما كه از امروز ظهر كه از خواب پا شديم ، نــــــــادم و پشيمان رفتيم سراغ سؤالاي هندسه و تا الان 9 تا شو حل كردم .

جا داره اين جا يادي هم بكنم از بنده ي خدا قليچ جليل كه قبل از عيد برنامه ي درسي براي ايّام نوروز آماده كرده بود .

بعد عيد يه rush hours خالي از « يه يه » از راه مي رسه كه اميدوارم با عنايت و الطاف خداوند بلند مرتبه و امام زمان(عج) تا آخر خرداد با سلامتي و موفقيت و شادكامي سپري بشه .

13 خوش بگذره !

 

عكس صرفاً تزئيني است و جهت جذب بازديد كننده است .

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:0 توسط AlirezA |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !