تبليغاتX
اآیت الله منتظری SAMPAD 2 SAMPAD
بچه ها یادتونه؟؟؟

همین الان بعد از وضو و اسپری زدن و ... داشتم کلیپ همایش فیزیک و نگاه می کردم واقعا چقد زود گذشت و چقد خوش گذشت بچه ها یادتونه شبا می رفتیم تو حیاط راجع به چیزایی که در طول روز دیدیم می حرفیدیم یا با شیشه های آب معدنی هم دیگر و می زدیم بچه ها از همه مهم تر شمشادای محوطه ی خوابگاه یادتونه؟؟؟ یادتونه نصف شب بعضی آدمای مردم آزار میومدن تو اتاقمون صدای جیرجیرک پخش می کردن راستی یادتونه اون تونل وحشتی که تو باغ شاهزاده واردش شدیم آخرش به کجا رسید؟؟؟ یا اون کسی و که وضو گرفت ( اول هممون شک کردیم وضو گرفته یا دست و صورتش و شسته) و بعد رفت نماز خونه که الان باعث شده تا ننه ی میلفندلسکی نماز جماعت شرکت کنه( این نفر یکی از دخترای تهرانی بود) یادتونه گفتیم یه نفر هنگام ارائه طرحمون اومده بهمون گفته من واسه صبحانه چیز دوست دارم اما این جا هر روز کره مربا میدن( فکر بد نکنید به جای چیز پنیر بذارید)

 

مطمئنم همتون یادتونه چون واقعا خاطرات به یاد ماندنی بود

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:18 توسط |
100 روز پيش در چنين روزي...
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
 

پ.ن 1) به نظر شما قيصر بعد از برگشتن از كدوم دوره ي همايش فيزيك دانش آموزي ايران، اين شعرو گفته ؟!!
پ.ن 2) از تجربيات منحصر به فرد من اين بود كه با قطار بوق زدم! با راننده ي قطار كرمان دوست شديم، بعد باهاش رفتيم تو لوكوموتيو قطار، اون جا بوق زدم! خيلي با حال (مهيب!) بود! 
پ.ن 3) اي كاش يك نيمروز ....
پ.ن 4) من يه كليپي درباره ي گردهمايي دانش آموزي فيزيك شونزدهم ساختم، كه بچه ها ماهي يه بار خوشتيپ مي شن، عطر/اسپري مي زنن، وضو ميگيرن!  بعد مي شينن اين كليپو نگاه ميكنن !!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 22:57 توسط AlirezA |
ديالوگ
اين يه ديالوگ واقعيه كه موضوعشم مشخصه :

- اسم اون يكي چي بود؟
- اسمش شروين بود !
- شروين كه اسم پسره احمق، اسمش شرمين بود.
- شروين يا شرمين ؟
- شرمين
- آخه من كه تا حالا «شرمين» نشنيدم...
- مگه «ايمن» شنيده بودي ؟!!
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 19:4 توسط AlirezA |
نيشابور ;

ساخت كهندژ نيشابورو به « انوش بن شيث بن آدم(ع) » نسبت ميدن و بناي شهر نيشابور كار شاپور اوّل ساسانيه. واژه ي «نيشابور» از «نيوشاپور» به معناي «شهر زيباي شاپور» گرفته شده. شهر ما تا قرن 5 هـ.ق ابرشهر نام داشت.
يكي از معدود معادن فيروزه ي جهان تو نيشابور واقع شده، فيروزه ي نيشابور بهترين و با ارزش ترين فيروزه ي جهانه؛ امّا چيزي كه نيشابورو از ديگر شهر ها متمايز مي كنه، مفاخرشه. اين جا سعي مي كنم يه چند تا شونو در حد اون چيزي كه تو حافظم هست، معرفي كنم :
حكيم ابوالفتوح عمر بن ابراهيم خيّام نيشابوري: منجم، رياضي دان، مشهور ترين شاعر ايراني در دنيا، فيلسوف و البته اختر فيزيك دان؛
كار بزرگ خيام ابدأ تقويم جلاليه، دقيق ترين تقويم جهان، همين تقويم كه تو خونه ي هممون هست. تنظيم همچين تقويمي نيازمند تسلط به مكانيك، مكانيك سماوي واپتيك در حدّ تيم مليه؛ تازه توجه كنيد كه خدا خيامو تو قرن 5 به ما هديه كرده يعني قبل از سر ايزاك نيوتن، گاليله، اسنل، كوپرنيك، كپلر و خيلي ديگه از دوستان اهل فيزيك. اين نكته رو براي آقاي برديا عظيمي پناه گفتم ؛ما تو background پوسترمون عكس آرامگاه خيامو كار كرده بوديم، وقتي آقاي عظيمي پناه پوسترمونو ديد گفت اين بيشتر مناسب يه همايش ادبيه!
خيام يه عادت جالب داشت، وقتي كتابيو بهش امانت مي دادن به جاي اينكه ازش فتوكپي بگيره يا اسكنش كنه، حفظش مي كرد !!
خيام در آخرين لحظه ي عمرش به سجده رفت و دعا كرد: « اللهم اني عرفتك علي مبلغ امكاني فاغفرلي فان معرفتي اياك وسيلتي. » (يعني خدايا من تا جايي كه تونستم عمرمو صرف شناخت تو كردم، پس منو ببخش.) سپس جان به جان آفرين سپرد.

فريد الدين عطار نيشابوري: واقعاً شعراش سنگين( با صلابت ) و مفهوميه، ضمن اينكه وزن وموسيقيشونم عاليه.
اينم دو تا شعر توپ:
***
ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
نام بلی چون بریم؟ چون همه مست آمدیم

پیش ز ما جان ما خورد شرابي ز عشق
ما همه زان یک شراب، مست الست آمدیم

خاک بد آدم که دوست، جرعه بدان خاک ریخت
ما همه زان جرعه ی دوست پرست آمدیم

شست درافکنده بود، یاربه دریای عشق
تا ز پی چل صباح جمله به شست آمدیم

دوست چهل بامداد، درگل ما داشت دست
تا چو گل از دست دوست، دست بدست آمديم

خیز، دلا، نوش كن زان می قدسی از آنک
ما نه بدین تیره جای بهر نشست آمدیم

ساقي روز الست جام سقاهم به كف
ما ز پي نيستي عاشق هست آمديم

دوست چو جبار بود هیچ شکستی نداشت
گفت شکست آورید، ما به شکست آمدیم

گوهر عطار یافت قدر بلندی عشق
گرچه ز تأثیر عشق جوهر پست آمدیم

***

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو دایماً بر در دل حاضر است
روزن دل برگشا، حاضر وهشيار باش

دیده‌ی جان، روی او تا بنبیند عیان
در طلب روی او، روی به دیوار باش

ناحیت دل گرفت لشكر غوغای نفس
پس تو اگر عاشقی، عاقل و بيدارباش

نیست کس آگه که یار، کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش

در ره او هرچه هست تا دل و جان وقف کن
تو به یکی زنده‌ای، از همه بیزار باش

گر دل و جان تو را دُرّ بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش

***

آرامگاه كمال الملك (راست) در كنار مقبره ي عطار (چپ)


كمال الملك: به خدا ايشون عكاس نبوده،نقاش بوده!
اينم تابلوي معروف حوضخانه ي عمارت گلستان.




محمد رضا شفيعي كدكني: معروف ترين و كار درست ترين استاد زبان وادبيات فارسي كشور معرفي كردن مي خواد ؟
شعر «سفر به خير» (به كجا چنين شتابان؟ --- گون از نسيم پرسيد .... ) از مجموعه ي «در كوچه باغ هاي نيشابور» كه تو كتاب ادبيات2 اومده جلوه اي از استعداد و ذوق و قريحه ي استادو نشون مي ده.
اينم دو تا شعر ديگه:
***

دولت بیدار

وه چه بیگاه گذشتی نه کلامی نه سلامی
نه نگاهی به نویدی نه امیدی به پیامی
رفتی آن گونه که نشناختم از فرط لطافت
کاین تویی یا که خیال است، از این هر دو کدامی ؟
روزگاری شد و گفتم که شد آن مستی دیرین
باز دیدم که همان باده جامی و مدامی
همه شوری و نشاطی همه عشقی و امیدی
همه سحری و فسونی همه نازی و خرامی
آفتاب منی افسوس که گرمی ده غیری
بامداد منی ای وای که روشنگر شامی
خفته بودم که خیال تو به دیدار من آمد
کاش آن دولت بیدار مرا بود دوامی

***

آرزو

به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی کاش
یکی از آرزوهای تو باشم

***

پرويز مشكاتيان:



پرفسور حسين صادقي: Professor، جراح قلب امام و دو تا از رؤساي جمهور سوئيس. ايشون در زمينه ي پيوند قلب با داشتن ركورد 92/7% پيوند موفق، بهترين جراح قلب جهان به حساب مي يان.

نجيه جعفري: فارغ التحصيل سال 79 از مركز فرزانگان نيشابور، دكتراي فيزيك ذرّات از دانشگاه شريف .
خانم جعفري الان تو مركز تحقيقات هسته اي اروپا CERN، در يكي از بخش هاي برخورد دهنده ي بزرگ هادروني (LHC) به نام آشكار ساز CMS مشغول به كار هستن.



و آناهيتا نعمتي:


۲ - زن دوم (۱۳۸۶)
۳ - پارك وي (۱۳۸۵)
۴ - سوغات فرنگ (۱۳۸۵)
۵ - شغال (۱۳۸۴)
۶ - انتخاب (۱۳۸۳)
۷ - زنداني 707 (۱۳۸۰)
۸ - دلباخته (۱۳۷۸)
۹ - هيوا (۱۳۷۷)


و يه عكس هم از ريواس: از چيزاي منحصر به فردي كه ما داريم!


ويكي پدياي انگليسي هم مثل هميشه عاليه، اين جا مي تونيد مقالشو درباره ي نيشابور ببينيد:
يه تيكه از نثر جادويي دكتر محمد علي اسلامي ندوشن رو تو ادامه ي مطلب اوردم، اين متن از كتاب صفير سيمرغ انتخاب شده و درباره ي سفر ايشون به نيشابور حدود سال 50-1340 هست. واقعاً نثرش جادوييه !

-
پ.ن 1: بعضي ها يه جوري حرف زده بودن كه ديدم خوبه اين پستو بزارم .
پ.ن 2: تو راه همايش فيزيك ايران وقتي داشتيم مي رفتيم كرمان، تو قطار با يه بنده خدايي آشنا شدم كه داشت تو فرانسه بيوشيمي مي خوند؛ ازش پرسيديم: اون جا نژاد پرستي اذيتت نمي كنه؟ گفت: «هيچكي به اندازه ي ايرانيا نژاد پرست نيست.»
اين بحث مسخره ي «من تهراني تو شهرستاني» و يا حتي «من نيشابوري»، باعث شد ياد اين خاطره بيافتادم!
به جان زنده دلان سعديا كه ملك وجود ..... نيارزد آنكه دلي را ز خود بيازاري
پ.ن 3: خانم اسكندري يا خيلي تجربه داشت، يا علم غيب داشت و يا شايدم اصلاً شانسي گفت كه «بياييد با هم دوست باشيم.»
امّا به هر حال بد نيست به حرفش يه خورده توجّه كنيم. ( و البته بهتره 2خورده ويا حتي 3خورده وبيشتر توجه كنيم! )
پ.ن 4: از اين همه اطلاعاتي كه درباره ي شهرم داشتم كف كردم !
پ.ن 5: من خوشحالم كه تا حالا 13 فروردين به عنوان 13 به در نرفتم پارك !
پ.ن 6: هركي همه ي پستمو خوند، بگه جايزه داره !
پ.ن تستی: این اتحاد بسط دو جمله ای خیام هست که همه ی بچه های ریاضی فیزیک ان شاء الله بلدن !

حالا با جایگزین کردن «b-» به جای «b» داریم :

یادآوری: ترکیب y از x اینجوری محاسبه می شه :



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 1:22 توسط AlirezA |
شانزدهمين گردهمايي دانش آموزي انجمن فيزيك ايران _ كرمان

هـــــــــي..... يك ماه گذشت!

آن گل( گردهمايي فيزيك ) كه به چمن(ما ها) ميدهد صفا ..... گلچين روزگار امانش نمي دهد.

مژده: به زودي يه بانك اطلاعاتي جامع درباره ي انجمن فيزيك ايران، گردهمايي دانش آموزي فيزيك، اعضاي انجمن (داورا)، چند تا عكس ديگه و .... ميزارم رو وب.

تبصره: اگه حال داشتم.

پ.ن:

best Web browser>>>>>>>> Opera
best Download manager>>>> FlashGet

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 3:3 توسط AlirezA |
شانزدهمین گردهمایی دانش آموزی فیزیک ایران
سلام

نمیدونم از همایش های فیزیک کشوری که هر سال در یک استان برگزار میشه خبر دارید یا نه امسال این همایش در استان کرمان برگزار شد که از استان های مختلف دانش آموزان به این همایش اومده بودند. که البته بچه های نیشابور هم شرکت داشتند که همین جا جا داره از زحمت بچه ها سپاس گذاری کنم. در این همایش موضوعات جالب و خنده دار بسیاری وجود داشت که یکی از اونا بچه های دبیرستان صبا تهران بودند که این دانش آموزان در این همایش با مانتو های فرم حضور یافته بودند اما نکته ی جالب این جا بود که این دانش آموزان در هر جایی روی زمین یا توی باغچه و ... که گیرشون میومد می نشستند ما چون این صحنه ها برامون بسیار جالب بود چند تا عکس برداشتیم تا به بقیه نشون بدیم البته آدرس وبلاگو به خود بچه های صبا هم دادیم حالا اگه بازم کسی از وبلاگ بازدید کرد و به یچه های دبیرستان صبا دسترسی داشت به اونا خبر بده تا اونام این پست و که راجع به خودشونه ببینن.

این صحنه خیلی جالب بود یه روز که از سالن در اومدیم دیدم بچه های دبیرستان صبا توی باغچه نشستن!!! راستی تو ادامه مطلب یه عکسم راجع یه ننه ی میلفندلسکی هست که به دیدنش می ارزه و یه عکس دیگه از بچه های دبیرستان صبا.

 

اینم به عکس دیگه از بچه های دبیرستان صبا ببخشید از پشته آخه از روبه رو اگه میگرفتم می فهمیدن تابلو بود.

و اما یکی دیگه از اتفاقات جالب این سفر این بود که یه روز فهمیدیم یه دختر خانم تهرانی اومده به ننه میلفندلسکی چنان لگدی زده که پای ننه کاملا کبود شده بود اینم عکس این شیر زنه حالا خودتون قضاوت کنید کسی که به ننه ی میلفندلسکی لگد بزنه شیر زن هست یا نه؟ (این شیر زن در عکس مشخص شده سمت چپ عکس ) راستی این مکان زیبا باغ شاهزاده ی کرمان هستش.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 6:13 توسط |
لاو ترکوندن !

با بررسي روابط موجود بين دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما، مي توان دسته هاي مختلفي از رفتار را مشاهده كرد كه هريك از اين نوع برخوردها ارتباط مستقيمي با عوامل تعيين كننده رفتار، از جمله سطح تحول شخصيت، سطح تحول هوش، و تراز فرهنگي انسان دارد. دسته هاي مهم در برخوردهاي بين دختر ها و پسر ها عبارتند از:

 

1- برخورد مبتني برشناخت و احترام متقابل:

اين نوع برخورد بر اساس دركي كه انسان از شأن انساني خود و نيز جايگاه و رفعت انساني ديگران دارد، صورت مي گيرد. انساني كه براي انسانيت و شأن خود ارزش والايي قائل است، روابطش را با ديگران به گونه اي تنظيم مي كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاري متعالي و متعامل رعايت شده باشد.

چنين برخوردي زماني ايجاد مي شود كه انسان به نيازهاي رواني خود در كنار نيازهاي زيستي خويش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با ديگران، بيشتر از سطوح بالاتر نيازها نشأت گرفته باشد. اين نوع برخوردِ احترام آميز، به دور از پرخاشگري، به دور از نيات سود جويانه و انديشه هاي مبتني بر سوء استفاده انجام مي گيرد. حال براي اين كه جايگاه اين نوع برخورد را بهتر نشان دهيم، ضروري است به بررسي انواع ديگر برخوردها نيز بپردازيم.

 

2- برخورد مبتني بر شرم افراطي:

بهتر است پيش از توضيح اين بند به تفاوت دو اصطلاح " شرم " و " حيا " بپردازيم. شرم كه بيشتر مترادف با خجالت كشيدن و يا كناره گيري كردن است، اصطلاحي است ناظر بر ناتواني انسان در يك برخورد اجتماعي. فردي كه دچار شرم است، در يك موقعيت اجتماعي خاص نمي تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد. اصطلاح ديگر حياست.

حيا يك صفت پسنديده اخلاقي است و آن عبارت است از خويشتنداري ارادي فرد در انجام اعمالي كه خلاف قاعده و شأن شرعي و عرفي باشد.

حيا در حقيقت نوعي توانايي است، در حالي كه شرم يا خجالت، نوعي ناتواني به شمار مي آيد. انسان وقتي مي بايد سخني را در مقابل جمعي بگويد، ولي خود را ناتوان از بيان آن مي يابد، دچار شرم است؛ در حالي كه وقتي انسان تمايل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خويش از جمله پدر، مادر، معلم و يا مربي خود رفتاري مبتني بر بي حرمتي نشان دهد و از عهده انجام چنين كاري نيز برمي آيد، ولي به دليل داشتن صفت حيا خويشتن داري كرده، آن را انجام نمي دهد، نوعي توانايي و قدرت را از خود به نمايش گذاشته است. با اين توصيف مي بايد برخورد مبتني بر شرم و برخورد مبتني برحيا با جنس مخالف را از يكديگر تفكيك كنيم. برخورد مبتني بر شرم برخوردي از روي ناتواني است، در حالي كه برخورد مبتني برحيا، برخوردي خويشتندارانه و ارادي است.

كساني هستند كه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگي شده، از خود شرم افراطي نشان مي دهند؛ دسته اي ديگر انواع برخوردهاي اجتماعي بين دو جنس را مي سازند. پسري كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پاي خود را گم مي كند و نمي تواند بر اعصاب خود مسلط شود و يا دختري كه در مواجهه با جنس مخالف توانايي برخورد صحيح كلامي را از دست مي دهد و نمي تواند مطالب را به درستي و مبتني بر تفكر بيان نمايد، مصداق چنين برخوردي هستند. چنين فرد يا افرادي از اين ناتواني به نوعي دچار آسيب خواهند شد.

 

3- برخورد اضطراب آلود و هيجان زده:

در ادامه ي برخورد مبتني بر شرم افراطي، برخورد هيجان زده ي افراد در مقابل جنس مخالف را مي توان يافت. اين نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانيت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتني بر ترس و يا خوشحالي افراطي ديده مي شود. هيجان كه يك حالت برانگيختگي رواني است شامل تمامي مواردي كه نام برديم اعم از ترس، خوشحالي، عصبانيت، عجله و امثال اين هاست. هر چند كه هيجانات اجزاي لاينفك رفتار انساني هستند و لي مي بايد براي اتخاذ تصميم صحيح و نشان دادن رفتار مناسب تحت كنترل در آيند.

برخورد با جنس مخالف به شكل هيجان زده، مي تواند تصميم گيري و نيز انجام اعمال صحيح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد. به طور كلي، توصيه روان شناسان به انسان، كنترل هيجان ها و حفظ خونسردي در تمامي موقعيت هاي زندگي است. اين توصيه، از رفتار اجتماعي ما با جنس مخالف نيز جدا نيست.

 

4- برخورد خشك و محدود:

دسته ي ديگري از انواع رفتارهاي متقابل بين دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است. در اين نوع رفتار، زن و يا مرد به گونه اي با جنس مخالف مواجه مي شود كه گويي از وي متنفر است و يا اين كه به شدت او را طرد مي كند. هر چند كه حفظ حدود شرعي از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم مي بايد جزو صفات متعالي يك انسان به شمار آيد.

 

5 - برخورد مبتني بر پرخاشگري:

در توضيح اين مطلب بهتر است به تفاوت موجود بين عصبانيت يا خشم ( كه نوعي هيجان است ) و پرخاشگري ( كه يك نوع رفتار و تمايل است )، اشاره اي داشته باشيم. پرخاشگري در اصل تمايل و يا عمل فرد است در جهت آسيب زدن به يك شيء و يا شخص ديگر.

در حالي كه عصبانيت يك حالت برانگيختگي هيجاني است كه در آن تغييرات بدني آشكاري ديده مي شود. در حالت عصبانيت، فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودي از دست مي دهد. پرخاشگري ممكن است با عصبانيت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند. فردي كه با خونسردي تمام در گوشه اي نشسته، چيزي را عمداً تخريب مي كند و يا حتي در پرخاشگري هاي افراطي با خونسردي تمام جان فردي را مي گيرد، پرخاشگري را بدون عصبانيت از خود نشان مي دهد.

ولي فردي كه با عصبانيت دست به شكستن چيزي و يا ضرب و جرح ديگري مي زند، پرخاشگري را با عصبانيت تواماً دارد. برخي از برخوردهاي بين دو جنس در جامعه ي ما از نوع برخوردهاي پرخاشگرانه است.

اما اين نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهاي هيجان زده منفك و مجزا مي كنيم. پسري كه براي نشان دادن توجه خود به يك دختر، با موتور و يا ماشين از كنار او به سرعت مي گذرد و او را دچار ترس مي كند و رفتارهايي از اين قبيل، نشانگر رفتارهاي پرخاشگرانه است. پرخاشگري نسبت به جنس مخالف مي تواند مشكلاتي را در زندگي آتي انسان ايجاد كند. پرخاشگري كه سرچشمه ي آن يك تمايل دروني براي آسيب زدن مي باشد، ممكن است به صورت اعمالي كه به نحوي فرد مقابل را ناراحت مي كند و يا مي رنجاند و نيز گفتن كلماتي كه به نوعي آزار دهنده است، تجلي داشته باشد.

 

6- روابط پنهاني:

برقراري روابط پنهاني با جنس مخالف پيش از ازدواج، يكي ديگر از انواع رفتارهاي بين دو جنس را در جامعه ما نشان مي دهد. برقراري روابط پنهاني و مخفيانه در طبيعتِ ارتباط بين دو جنس نهفته است، ولي بايد بين ارتباطِ پنهاني قبل و بعد از ازدواج، تفاوتي آشكار و اساسي قايل بود. ازدواج نقطه اي است كه در آن مي تواند عميق ترين روابط فردي و پنهاني بين دو جنس شكل گرفته، و به شكلي مطلوب استمرار پيدا كند.

در حالي كه پيش از ازدواج، اين نوع روابط به خصوص از جانب افرادي كه نمي توانند بر رفتار خود تسلط كافي داشته باشند، مي تواند مشكل ساز باشد. دختران و پسراني كه بدون تسلط كافي بر اعمال و رفتار خود، اقدام به برقراري روابط پنهاني با يكديگر مي كنند، معمولاً در اين زمينه دچار نوعي آسيب و يا شكست مي شوند.

 

7- برخوردهاي غير عادي و ناپخته:

اين نوع برخوردها بيشتر توسط كساني صورت مي گيرد كه به لحاظ فرهنگي، تحول هوشي و تحول شخصيتي، در سطحي بسيار پايين و مبتذل قرار گرفته اند. متلك گويي، ايجاد مزاحمت هاي خياباني و يا مزاحمت هاي تلفني از جمله اين نوع رفتارهاي ناپخته است.

 

8- افراط در معاشرت:

اين نوع رفتار در زمينه ارتباط بين دو جنس، بيشتر در ميان خانواده هايي ديده مي شود كه داراي يك فرهنگ منسجم و اصيل شرقي و اسلامي نيستند. اختلاط بيش از حد بين دختر و پسر، پيش از ازدواج با توجيهاتي مانند زمينه سازي براي شناخت بهتر دو جنس از يكديگر و يا زمينه سازي براي كسب تجربيات عملي براي انجام يك ازدواج موفق صورت مي گيرد.

ميهماني ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشي و مسافرت هاي دسته جمعي كه معمولاً بستر و محمل چنين روابطي است، در ميان اين دسته از افراد به وفور ديده مي شود.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:43 توسط AlirezA |
SAMPAD 2 SAMPAD
سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را !