هارمونی از مباحثیه که اولین بار توسط فیثاقورسیون مطرح شده اما فقط در سال های اخیر بوده که در نظام های مختلف اجتماعی و شاخه های علوم جا باز کرده. اما تو ایران هیچ وقت به مفهوم هارمونی توجه نشده. حالا اگه می خواین بدونین هارمونی چی هست می تونید تو اینترنت سرچ کنین اما بیشتر از اینکه هارمونی یعنی « تطابق، هماهنگی، نظم و تعادل » چیزی دستگیرتون نمی شه. البته یه جمله ی خیلی جالب هم هست از فيلولائوس که می گه: « چيزهايى كه بى شباهت، بدون نسبت و بدون اندازه با يكديگر تركيب شده اند، به نحو ضرورى بوسيله هارمونى به يكديگر می پيوندند. »
حالا من این جا چونان یک فیلسوف سال سوم ریاضی_فیزیک مقطع متوسطه! می خوام براتون بگم هارمونی چیه، به مثابه ی هلو که برود درون گلو!
هارمونی: میزانی از شباهت بین دو موضوع که آن دو را به هم مرتبط سازد، به همراه میزانی از تضاد که مکمل یکدیگر باشند.
يكى از ويژگى هاى اصلى نظريه فيثاغورسيان اين است كه آنها هارمونى و نسبت (اندازه، Symmetria) را نه تنها به عنوان چيزى ارزشمند، زيبا و مفيد بلكه واقعى و معين ملاحظه كردند، یک ويژگى عينى (Objective) كه اشيا را مطابق با قواعد و نظم آنها مشخص مى سازد. ديگر اينكه، هارمونى كاملاً يك عين مشخص نيست بلكه ترتيب درست تعداد زيادى از اعيان است.
چه جوری تشخیص بدیم:
1- جهان هارمونیک است، از جهان الگو بگیریم.
2- اگر بین دو چیز تشابه و تضاد وجود داشت (که البته وجود دارد) و نسبت تشابه به تضاد نسبت معتدلی بود و در عین حال بین این دو موضوع پیوستگی یا وابستگی نیز وجود داشت؛ می تونیم بگیم این دو جزء درصد خوبی از هارمونیو دارن. (هارمونیک _HARMONIC_ هستن)
البته منظور از تشابه، تشابه در اصل خواص وجوده؛ خاصیت هایی که تغییرناپذیر و ثابت اما تأثیرپذیرن.
مثال شهودی هارمونی: فیثاقورسیون از موسیقی برای ارزیابی نظراتشون درباره ی هارمونی استفاده می کردن و سعی می کردن مصادیق هارمونیو تو موسیقی پیدا کنن، بنابراین منم مثالی هر چند غیر تخصصی درباره ی موسیقی می زنم:
دو تا نت موسیقی برای اینکه با هم یه ترکیب خوب و مناسبو ایجاد کنن باید به هم نزدیک باشن (تشابه در اصل خواص) امّا هرکدوم از این نت ها می تونن با یه آلت موسیقایی متفاوت نواخته شن یا می تونن شدت صدای متفاوتی داشته باشن (خواص کم اهمیت فرعی) اما باید نحوه ی نواخته شدنشونو طوری متناسب با هم تنظیم کرد (تأثیر پذیری) که قطعه ای گوش نواز ساخته بشه.
تمرین!: به هارمونی تو یه ظرف میوه یا هرچی که دوس دارین فکر کنین.
البته چیزی که مهمه مصادیق هارمونی در آدم هاست..
پ.ن: هارمونیک باشیم و خدمت گزار!
پ.ن: عقاید هارمونیکم جهانو پذیرفتنی تر میکنه، تنها مشکل اینه که سوم دبیرستانم!
پ.ن: ابوسعيد ابوالخير: تصوف دو چيز است، يک سو نگريستن و يکسان زيستن.
پ.ن خیلی سیاسی!: گویند: «nestle نخرین که برا رژیم اشغالگر قدسه!»، پس چی بخریم؟! من بعد از امید، به nestle زنده ام!
status پ.ن!: (قیصر امین پور)
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
...